سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )
117
تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )
اصطلاحات وصى و نظائر آن را در ارجاع به على ( ع ) ، بخصوص وقتى كه جنگهاى جمل و صفين را توصيف مىكنند به كرّات به كار مىبرند . مقصود از بحث گذشته اين بود كه نشان دهيم حزبى وجود داشت كه دسترسى على ( ع ) را به خلافت از زاويه كاملا متفاوت با نقطه نظر بقيه جامعه مىنگريست . به قدرت رسيدن على ( ع ) ، پيروزى بزرگى براى اين حزب كه مفهوم خاصى از رهبرى جامعه را در نظر مىگرفت به حساب مىآيد و از اينرو موجب برانگيختن سؤالاتى شد كه تحت حكومت سه خليفه قبل برنخاسته بود . بنابراين باعث شد كه آن حضرت از دستههاى گوناگون تقريبا از همان ابتداى كار مواجه با مخالفتهاى شديد گردد . مخالفت نخستين از ناحيهء عايشه ، طلحه و زبير برخاست كه فرياد انتقام برداشتند و خود را عوامل مطالبهء رضامندى قتل عثمان ارائه كردند . ولى سؤالى كه در اينجا مطرح است اين است كه آيا واقعا انگيزهء آنها به طغيان اين بود . چگونه مىتوان على ( ع ) را مسئول قتل دانست در صورتى كه طلحه و زبير خود در حمايت از نالهها و شكايتهاى مردم به همان اندازه فعال بودهاند ؟ ! ولى سؤالى كه در اينجا مطرح است اين است كه آيا واقعا انگيزهء آنها به طغيان اين بود . چگونه مىتوان تنها على ( ع ) را مسئول قتل دانست در صورتى كه طلحه و زبير خود در حمايت از نالهها و شكايتهاى مردم به همان اندازه فعال بودهاند ؟ ! آيا عايشه در برانگيختن مردم عليه عثمان دخالت فعال نداشت ؟ ! ( 46 ) براى محيط و جوّ درگيرى در مدينهء آن زمان هيچكس را نمىتوان بيشتر و هيچكس را نمىتوان كمتر از گروههاى مخالف و منتقد خليفه مسئول دانست . على ( ع ) در يكى از سخنانش از اين مدعيان سؤال كرده مىفرمايد : « سوگند به خدا كه سبب عصيان آنها بر من ارتكاب نامشروعى نبود كه از من سر زده باشد . بين من و خود انصاف را حكم نساختند ، و از من حقّى مىخواهند كه خود آن را ترك كردهاند و طلب خونى مىكنند كه خود آن را ريختهاند . اگر من در اين خونريزى شريكشان بودم آنها نيز از مرتكبين مىباشند و حق بازخواست از من ندارند و اگر خود بىدخالت من مباشرت كردهاند عقوبت كار متوجّه آنهاست نه من . بزرگترين دليلشان بر مجرميّت من ، خون عثمان است كه آن بر