سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )

116

تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )

باشند . ( 40 ) در اين حالت ، استفاده از اصطلاحاتى نظير وصى و وارث توسط مردى اصالتا يمنى ، نتيجهء طبيعى و آنى سنت عميق فرهنگى است كه رخ مىدهد . در جاى دوم ، مراجع فراوانى در نوشته‌هاى معاصر وجود دارند كه چنين روحى را منعكس مىكنند . در ستايش از « على » ( ع ) ، « ابو الاسود الدوئلى » چنين مىسرايد : « تو شريف‌ترين مرد قريش در شايستگى و مذهب هستى ، من خدا و وضع آينده را از مهر و عشق به على مىبينم . على چون هارون است . على وصى است . » ( 41 ) با اين حال ، اين حقيقت آگاهى بيشترى مىدهد كه كلمهء وارث بطور فراوان در قرآن ، بخصوص در رابطه با خاندان عمران و اسماعيل پديدار مىشود و محمد ( ص ) آن را به صورت دليلى در تلاشهايش به جذب اهل كتاب به كار مىبرد . ( 42 ) بنابراين احتمال زيادى وجود دارد كه جمعى از هواداران على ( ع ) همان اصطلاح را براى ابراز و بيان نظريات خود به كار برده باشند . علاوه بر اين ، در مطالعهء اخبار جنگهاى جمل و صفّين ، با مقدار زيادى از رجزهاى جنگى ( اشعار جنگ ) كه بين مبارزان دو طرف رد و بدل مىشد و در آن عنوان وصى و بياناتى اين گونه در مورد على ( ع ) از سوى حاميانش ابراز مىگرديد برخورد مىكنيم . در اينجا نقل قولهاى زياد موجب دردسر مىگردد و كافيست تا خواننده را به « ابن ابى الحديد » ارجاع دهيم ( 43 ) كه وى ابياتى را كه در آن على ( ع ) به عنوان وصى توصيف شده است از كتاب « الجمل » ابو مخنف ( 44 ) ( متوفى 157 / 774 ) جمع‌آورى كرده است . اثر خيلى قديمى ديگرى كه در آن اين ابيات بطور فراوان نقل مىشود كتاب « وقعات صفين » نوشته نصر بن مزاحم ( متوفى 212 / 827 ) است وى نيز علاوه بر ابو مخنف از مآخذ قديمى ديگرى نيز نقل مىكند . ( 45 ) صرفنظر از اين ملاحظات ، ما هم اكنون ديده‌ايم كه از ابتداى شروع عده‌اى فدايى بوده‌اند كه علاقه و ذوق و اشتياق شخصى خود را به مقدار زيادى بر اساس ملاحظات مذهبى بيان داشته‌اند . بايد انتظار داشت كه اين گروه تعهد و هم‌پيمانى خود را با تغييرات مذهبى مناسب بيان كنند . نسل‌هاى بعدى شاعران شيعه كه بهترين نمونه‌هاى آنها كميت ، كثير ، سيد الحميرى و فرزدق مىباشند