سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
39
تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )
تكبيرى شنيدند و گويندهاى مىگفت : شمشيرى جز ذو الفقار نيست ، و جوانمردى جز على ! ( 1 ) حسّان بن ثابت از رسول خدا ( ص ) اجازه خواست تا شعرى را بسرايد ، پيامبر ( ص ) به او اجازه داد و او گفت : جبريل نادى معلنا * و النّقع ليس بمنجلى و المسلمون قد أحدقوا * حول النّبى المرسل لا سيف الا ذو الفقار * و لا فتى إلا على « 1 » ( 2 ) اگر كسى بگويد كه مورّخان ، عبارت « لا سيف إلا ذو الفقار و لا فتى الا على » را ( در جنگ خيبر ) ضعيف دانستهاند ، در پاسخ مىگوييم : آنها اين اتّفاق را در جنگ احد نقل كردهاند و ما مىگوييم در جنگ خيبر نيز بوده است و احمد بن حنبل در كتاب الفضائل چنين گفته است و هيچ كس دربارهء جنگ احد حرفى ندارد « 2 » ؛ ابن عبّاس مىگويد : وقتى كه على ( ع ) طلحة بن ابى طلحه را كه پرچمدار مشركان بود از پا درآورد ، از طرف آسمان مناديى ندا برآورد : « لا سيف الا ذو الفقار » گويند : در سلسله سند اين روايت عيسى بن مهران است كه از او بد گفتهاند و گفتهاند شيعه بوده است ! ( 3 ) اما در جنگ خيبر ، هيچ يك از دانشمندان ايرادى نكرده و بعضى گفتهاند : اين واقعه در جنگ بدر بوده است و قول اول صحيحتر است ! جابر بن عبد اللّه مىگويد : على ( ع ) در خيبر را به تنهايى از جا كند و به يك طرف انداخت بعد از آن حضرت ، افرادى آمدند كه در را از جا بلند كنند نتوانستند مگر چهل نفر با هم تا بلند كردند . ( 4 ) ابو جعفر محمد بن جرير طبرى مؤلف تاريخ طبرى ، در تاريخ خود از قول ابو رافع غلام
--> ( 1 ) جبرئيل با صداى بلند فرياد زد ، در حالى كه گرد و غبار ميدان جنگ بر طرف نشده بود ، و در حالى كه مسلمانان حلقه زده بودند ، در پيرامون پيامبر مرسل ، وى گفت : شمشيرى جز ذو الفقار نيست ، و جوانمردى همچون على وجود ندارد . ( 2 ) علاوه بر مورّخان شيعه ، ابن اثير در تاريخ الكامل ج 2 ص 107 و ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه ج 14 ص 251 و ابن هشام در سيره ج 2 ص 81 و . . . همگى اين رويداد را مربوط به جنگ احد دانستهاند - م .