سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
31
تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )
ملامتگران نداشت ! ( 1 ) مورّخان گفتهاند ، چون على ( ع ) به شهادت رسيد ، معاويه بر اوضاع مسلّط شد سعد بر او وارد شد و گفت : سلام بر تو اى پادشاه ! معاويه خنديد و گفت « 1 » : اى ابو اسحاق چه زيانى به حال تو داشت ، اگر مىگفتى : اى امير المؤمنين ؟ سعد جواب داد : به خدا سوگند كه هرگز من تو را امير المؤمنين نخواهم گفت ، اى معاويه آيا تو آن را از روى شادى و با خنده مىگويى ؟ به خدا سوگند كه من دوست ندارم به وسيلهاى كه تو به سلطنت رسيدى صاحب چنين مقامى باشم ! ( 2 ) شعبى مىگويد : سعد در زمان فتنهء عثمان از مردم كناره گرفت و به امورى كه ديگران گرفتار شده بودند ، وارد نشد ، وى صاحب كرامات و مستجاب الدّعوة بود ؛ از جملهء كراماتش ، داستانى است كه مسلم در صحيح خود نقل كرده است كه وى با شترانش در بيابان بود ، پسرش عمر نزد وى مىآمد همين كه او را از دور ديد ، گفت : به خدا پناه مىبرم از شرّ اين سواره ! تا اين كه عمر رسيد ، از مركبش پياده شد و سلام داد و گفت : پدر ! تو از مردم فاصله گرفتهاى در حالى كه آنها بر سر قدرت با هم نزاع مىكنند و تو با شتران و گوسفندانت در ميان بيابان به سر مىبرى ؟ سعد با شنيدن اين حرف از پسرش به سينهء او زد و گفت : ساكت باش ! من خود از رسول خدا ( ص ) شنيدم كه مىفرمود : « خداوند دوست دارد بندهء ثروتمند پرهيزگارى را كه از چشم مردم به دور باشد » . اين همان عمر بن سعد است كه امام حسين ( ع ) را به شهادت رساند و با او و اهل بيتش كرد ، آنچه كرد ! به فراست سعد بنگريد كه آن زمان مىگويد : به خدا پناه مىبرم از شرّ اين سواره ! ! « 2 » ( 3 ) مىگويم : احمد بن حنبل در كتاب « الفضائل »
--> ( 1 ) در نسخهاى آمده است كه گفت : اى ابو اسحاق ! زيانى به حال تو نداشت ، اگر مىگفتى : سلام بر تو اى امير المؤمنين ( با عنوان امير المؤمنين به من سلام مىدادى ) . . . ( 2 ) به نظر مىرسد كه نويسندهء كتاب ، بسيار خوشبينانه آيندهء عمر سعد و كشتن امام حسين ( ع ) و ديگر جنايات او را به حساب كرامت سعد گذاشته و در حقيقت اين را يك پيشگويى يا علم غيب دانسته است ، در صورتى كه اولا پيامبر ( ص ) و امير المؤمنين بارها قاتلان امام حسين ( ع ) را - حتى به نام و نشان - معرفى كرده بودند و احتمالا به گوش سعد رسيده بوده است ، ثانيا سعد چيزى در اين باره نگفت بلكه از شرارت فرزندش خبر داد كه آن هم هر پدرى مىداند چه تخمى كاشته و چه فرزندى را تربيت كرده است ! - م .