سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

29

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

عرض كرد : « يا رسول اللّه ! مرا در بين زنان و كودكان مىگذارى ؟ » فرمود : « آيا تو راضى نيستى كه نسبت به من به منزلهء هارون براى موسى ، بوده باشى با اين تفاوت كه پس از من ، پيامبرى نخواهد بود ؟ » . اين حديث را مسلم و بخارى در صحيح خود نقل كرده‌اند و در اين حديث اتّفاق نظر دارند . ( 1 ) مسلم از عامر بن سعد بن ابى وقاص نقل كرده ، مىگويد : معاوية بن ابى سفيان به سعد دستور داد و گفت : چه چيز تو را مانع از دشنام دادن به ابو تراب است ؟ سعد گفت : بدان كه من سه ويژگى على ( ع ) را فراموش نكرده‌ام ! خود از رسول خدا ( ص ) شنيدم كه فرمود : « اينها مخصوص على ( ع ) است » بنا بر اين من هرگز به او ناسزا نخواهم گفت و اگر يكى از آنها به من تعلق داشت دوست‌تر داشتم تا شتران سرخ‌فام را ! از آن جمله حديث پرچم ( در جنگ خيبر ) را نام برد - كه ما ان شاء اللّه تعالى ، بعدها آن را نقل خواهيم كرد - و دوم آن كه چون آيهء شريفه : « نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ . . . » « 1 » نازل شد رسول خدا ( ص ) على ، فاطمه حسن و حسين ( ع ) را طلبيد و گفت : « خداوندا اينها اهل بيت منند » و سوم همان حديث است كه من خود از رسول خدا ( ص ) شنيدم در حالى كه در يكى از جنگها او را در مدينه گذاشت و او گفت : « يا رسول اللّه ! مرا با زنان و كودكان مىگذارى ؟ » فرمود : « آيا تو راضى نيستى . . . » . و ( سعد ) حديث را نقل كرد . ( 2 ) مسعودى در كتاب « مروج الذّهب و معادن الجواهر » نقل كرده است كه چون سعد اين سخنان را به معاويه گفت : معاويه ( از شنيدن فضيلت على ( ع ) برآشفت رو به سعد كرد و ) گفت : هيچ‌گاه تو بيش از حالا مورد سرزنش من نبودى ! تو كه ( اين سخن را از پيامبر ( ص ) شنيده‌اى ) پس چرا على را يارى نكردى و از بيعت با او خوددارى كردى ؟ - زيرا سعد از بيعت با على خوددارى كرده بود - سپس معاويه گفت : اگر من آنچه را كه تو از پيامبر ( ص ) دربارهء على بن ابى طالب شنيده‌اى ، شنيده بودم تا عمر داشتم خدمتگزارش مىشدم ! « 2 »

--> ( 1 ) آل عمران ( 3 ) آيهء 61 : بياييد ما فرزندان خود را دعوت مىكنيم ، شما هم فرزندان خود را . ( 2 ) معاويه ، بالاتر از اينها را شنيده بود و مىدانست ولى انكار مىكرد ، اما به مقتضاى شيطنت و طبيعت مزوّرانه‌اش گاهى از اين سخنان مىگفت ! - م .