سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

497

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

مىكرد ، ( 1 ) تا اين كه روزى از روزها كه كبوش سوار بر مركب بود و با جمعيّت زيادى عبور مىكرد با آن مرد روبرو شد به او دشنام داد و آن مرد در جواب گفت : بين من و تو خدا حاكم است و به خدا سوگند كه با تيرهاى شبانه تو را هدف خواهم گرفت ! ( يعنى با دعاى شبانه از خدا خواهم خواست تا تو را نابود كند ) كبوش با شنيدن اين سخن دستور داد او را به قدرى زدند كه همچون مرده‌اى افتاد و به وى گفت : تو با تيرهاى شبانه مرا تهديد كردى ، ديدى كه اين تيرهاى روزانه به تو اصابت كرد ، سه روز از اين ماجرا گذشته بود كه جلال الدّوله كبوش را دستگير كرد و او را روى حصيرى در يك اتاق نشاند و كسى را بر او گماشت تا او را شكنجه كند ! فرّاشان براى نظافت اتاق آمدند ، حصيرى كه كبوش را روى آن نشانده بودند ، بلند كردند ، ديدند نوشته‌اى زير حصير است فراشان آن را برداشتند و به ابن هدهد فراش مخصوص سلّار دادند ، سلّار پرسيد : چه كسى اين نوشته را زير حصير گذاشته است ؟ گفتند : كسى داخل حجره نشده است و از آنجا بيرون هم نرفته ، ( 2 ) مىگويد : نوشته را خواندم ديدم كه اين رباعى را نوشته‌اند : سهام اللّيل لا تخطى و لكن * لها أمد و للعهد انقضاء أ تهزأ بالدّعاء و تزدريه * تأمل فيك ما صنع الدّعاء « 1 » ( 3 ) قضيه را براى جلال الدّوله نقل كردند و تمام داستان را خود كبوش براى او شرح داد ، جلال الدوله پس از شنيدن شرح ماجرا به فراشان دستور داد آن قدر به فك او بزنند كه دندانهايش بيفتد و آنها دستور را اجرا كردند و به قدرى او را شكنجه كردند كه او هلاك شد ! ( 4 ) بخش پايانى متضمّن دعايى است بر ضد دشمن ! هرگاه انسان دشمنى داشته باشد كه

--> ( 1 ) تيرهاى شبانه خطا نمىكند ولى مدت و مهلتى دارد ، و هر مدتى را پايانى است آيا تو دعا را به مسخره مىگيرى و آن را سبك مىشمارى ؟ صبر كن و بينديش تا ببينى دعا دربارهء تو چه مىكند ؟ ! در بعضى نسخه‌ها چنين آمده است : أ تهزأ بالدّعاء و تزدريه * تأمّل فيك ما صنع الدّعاء سهام الليل لا تخطى و لكن * لها امد و للأمد انقضاء ( بديهى است كه تفاوت در تقدّم و تأخر ابيات است و نيز به جاى كلمهء ( عهد ) أمد ، در اينجا آمده است كه تأثيرى در معنى ندارد - م . ) .