سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

496

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

( 1 ) و از جمله دعايى است راجع به برآوردن دين ، از مفضّل بن فضاله كه وامى به گردن او آمده بود و دعا و زارى مىكرد و مىگفت : يا ذا الجلال و الإكرام بحرمة وجهك الكريم اقض عنّى دينى « 1 » . پس از دعا خوابيد و در خواب ديد ، كسى به او مىگويد : چقدر زارى مىكنى و خدا را به حرمت ذات بخشنده‌اش سوگند مىدهى ، به فلان جا برو و از آنجا مقدار و امت را بگير ولى حق ندارى بيش از آن بگيرى و او رفت و گرفت و بدان وسيله دين خود را ادا كرد . ( 2 ) از جمله دعايى است كه براى كسى كه دعا كرده بود ، به اجابت رسيد مطابق خواسته‌اى كه داشت : « اللّهمّ إنّى أسألك صحّة فى تقوى و طول عمر و حسن عمل و رزقا واسعا لا تعذّبنى عليه » « 2 » . ( 3 ) و از جمله دعاى معروفى است كه به گمانم همين است كه در اينجا مىآورم ( و ممكن است كه آن دعاى مخصوصى باشد ) دعا اين است : « انت يا اللّه قادر على تعثيره فى سرّه و جهره و صيانتى عن الاستجارة فى هتك ستره و اظهار سرّه و كشف امره يا اقدر القادرين و اقوى النّاصرين » « 3 » . فصل ( 4 ) در كتاب « العبر » تأليف عبد اللّه بن محمد بن على حاجب نعمان ديدم كه از قول بالاترين قاضى زمان ، ماوردى حكايت عجيبى را نقل كرده و ابن هدهد و ابن صقر ؛ فرّاشان سلّار ملقّب به جلال الدّولة بن بويه نيز آن را تأييد و تصديق كرده‌اند ؛ وى پيش از اين كه به حكومت بغداد برسد ، حاكم بصره بود و شخصى معروف به كبوش وزير او و بر امور مسلّط بود . وى مردى از بنّاهاى بصره را دستگير كرد و اموال او را مصادره نمود و از هستى ساقط كرد و سرانجام او را چون مرده‌اى به حال خود واگذاشت در حالى كه آن مرد كبوش را نفرين

--> ( 1 ) اى خداوند با جلال و بخشنده ، به حرمت ذات بخشنده‌ات ، دين مرا ادا كن ! ( 2 ) خداوندا از تو سلامت در تقوا و طول عمر و حسن عمل و وسعت روزيى مىطلبم كه ناراحتى در پى نداشته باشد . ( 3 ) خداوندا تو قادرى در ظاهر و باطن او را بلغزانى و مىتوانى مرا از كار پرده‌درى و افشاى راز و برملا كردن اسرار او بازدارى ! اى تواناترين توانمندان و نيرومندترين ياوران !