سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

16

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

عهده‌دار خلافت نشد كه اسمش على باشد جز امير المؤمنين ( ع ) و على بن معتضد كه لقبش « المكتفى » بوده است « 1 » . ( 1 ) روايت كرده‌اند كه فاطمه بنت اسد ، وقتى كه به على ( ع ) حامله بود در اطراف خانهء كعبه طواف مىكرد ، درد زايمان او را گرفت در آن حال در كعبه بر رويش گشوده شد « 2 » ، فاطمه وارد شد و در آنجا وضع حمل كرد و همچنين حكيم بن حزام را مادرش در كعبه به دنيا آورد ! ( 2 ) ( مؤلّف ) مىگويم : حافظ ابو نعيم حديثى طولانى در فضيلت فاطمه بنت اسد نقل كرده است ، جز اين كه مىگويند در سلسلهء اسناد آن فردى به نام روح بن صلاح است و ابن على او را ضعيف شمرده از اين رو ما آن حديث را در اينجا نقل نكرديم . ( 3 ) فرزندان فاطمه بنت اسد فرزندان او شش تن و همگى از نسل ابو طالب بودند ؛ چهار پسر و دو دختر ، پسران به نامهاى طالب ، عقيل ، جعفر و على كه هر كدام با ديگرى ده سال تفاوت سنّى داشتند ؛ طالب بزرگترين فرزند ابو طالب بود كه كنيه‌اش را از او گرفته است و بين طالب و عقيل ده سال و بين عقيل و جعفر نيز ده سال و همچنين بين جعفر و على نيز ده سال تفاوت سنى وجود داشت ، بنا بر اين على ( ع ) خردسال‌ترين فرزند ابو طالب است ، كنيهء طالب ابو يزيد و عالم به انساب قريش بود . در جنگ بدر مشركان او را به اجبار به جنگ با رسول خدا ( ص ) بردند و او چنين گفت : اللهمّ ! إما يغزونّ طالب * فى مقنب من هذه المقانب و ليكن المغلوب غير غالب * و ليكن المسلوب غير السّالب « 3 »

--> ( 1 ) « از كوزه همان برون تراود كه در اوست » ملاحظه مىفرماييد كه مؤلّف محترم چه كسانى را با امير المؤمنين ، شخص دوم عالم امكان ، مقايسه مىكند و چه وجه مشابهى پيدا مىكند ! در حالى كه همه مىدانند و مىدانيم چهار تن از خلفاى راستين پيامبر ( ص ) و ائمّهء هدى ( ع ) به نام على هستند : على بن ابى طالب ، على بن الحسين ، على بن موسى الرضا و على بن محمّد الهادى عليهم السلام و امّا عنوان امير المؤمنين طبق روايت معتبر جز على ( ع ) را نزيبد - م . ( 2 ) ملاحظه مىفرماييد اينجا هم تحريفى صورت گرفته است در حالى كه غالب مورّخان نوشته‌اند ديوار كعبه شكافته شد و فاطمهء بنت اسد وارد شد و باز ديوار به هم آمد . . . - م . ( 3 ) خداوندا ! اگر چنان است كه طالب در ميان سواره‌اى از اين سوارگان جنگجو بجنگد بادا كه او شكست خورده باشد نه پيروز ، و بايد كه او يغما زده باشد نه يغماگر !