سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
274
تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )
ليس من كان مؤمنا عمرك الله * كمن كان فاسقا خوانا سوف يدعى الوليد بعد قليل * و علىّ الى الجزاء عيانا فعلىّ يجزى هناك جنانا * و وليد يجزى هناك هوانا « 1 » ( 1 ) و اما تو اى عتبه تو را در مورد امير المؤمنين ( ع ) سرزنشت نمىكنم زيرا او در جنگ بدر پدرت را كشت و در قتل پسرعمويت شيبه شريك بود ، و چرا بر كسى كه روى بستر خوابت چيره شده بود و او را ديدى كه با همسرت خوابيده اعتراض نكردى تا آنجا كه نصر بن حجاج دربارهء تو گفت : نبئت عتبة هيأته عرسه * لصداقة الهذلى من اللّحيان الفاه معها فى الفراش فلم يكن * فحلا و أمسك خشية النّسوان لا تعتبن يا عتب نفسك حبّها * انّ النّساء حبائل الشّيطان « 2 » ( 2 ) آنگاه حسن ( ع ) جامهاش را تكان داد و برخاست ، معاويه رو به اطرافيانش كرد و گفت : أمرتكم أمرا فلم تسمعوا له * و قلت لكم لا تبعثن الى الحسن فجاء و ربّ الرّاقصات عشيّة * بركبانها يهوين من سرّة اليمن اخاف عليكم منه طول لسانه * و بعد مداه حين اجراره الرّسن فلمّا أبيتم كنت فيكم كبعضكم * و كان خطابى فيه غبنا من الغبن
--> ( 1 ) خداوند بزرگ دربارهء على و وليد ( آيهاى از ) قرآن را نازل كرد ؛ على را مؤمن و وليد را فاسق خواند . هرگز مؤمنى كه خداشناس است با فاسق خيانتكار برابر نيست ! طولى نخواهد كشيد كه به طور آشكارا براى كيفر و پاداش وليد و على را در پيشگاه خدا حاضر كنند ، پس على در آنجا به پاداش عملش وارد بهشت خواهد شد در حالى كه كيفر عمل وليد در آنجا خوارى و عذاب است . ( 2 ) به من خبر رسيد كه عتبه براى مردى از قبيله لحيان به خاطر دوستى كه با هذلى ( عتبه ) داشت همسرش را آماده كرد . و آن مرد را با همسرش در بستر همآغوش ساخت پس او مردانگى نداشته بلكه ترس زنان او را از ( غيرت لازم ) بازداشته بود . ( بعد هم عتبه با خود گفت ) اى عتبه خودت را به دوستى او سرزنش مكن زيرا زنان ريسمانهاى شيطانند !