سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
268
تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )
چون حسن ( ع ) ديد مردم از اطراف او پراكنده شدند و بين مردم عراق اختلاف افتاد و اهل كوفه نيرنگ كردهاند ، از اين رو به صلح تمايل يافت و معاويه هم كه مخفيانه به او نوشته و او را دعوت به سازش كرده بود و او جواب نداده بود سپس جواب داد . ( 1 ) شعبى مىگويد : وقتى كه حسن با معاويه به صلح مايل شد ، برادرش حسين به وى گفت : تو را به خدا سوگند مىدهم كه مبادا پيشنهاد معاويه را باور كنى و سفارش پدرت را به كار نگيرى ! فرمود : مگر شرايط ما را نمىبينى ؟ ! نمرى روايتى را نقل كرده كه دلالت دارد بر اين كه معاويه به حسن ( ع ) پيشنهاد صلح داده بود . ( 2 ) از حسن بصرى نقل كردهاند كه گفت : به خدا سوگند كه حسن بن على ( ع ) پيشقراولانى از سپاه خود را نزد معاويه فرستاد كه چون كوهى استوار بودند ، عمرو بن عاص گفت : به خدا سوگند كه پيشقراولانى مىبينم كه برنمىگردند مگر نظاير خودشان را بكشند ، معاويه به وى گفت : اى عمرو اگر اينها و آنها كشته شوند پس چه كسى امور مسلمانان را اداره كند ، زنانشان و ناتوانانشان را چه كسى سرپرستى كند ؟ بدين جهت دو نفر از قبيلهء بنى عبد شمس را به نام عبد الرحمن بن سمره و عبد اللّه بن عامر نزد حسن ( ع ) فرستاد و گفت : نزد اين مرد برويد و با او روبرو شويد و سخن بگوييد و خواهش كنيد و آنها رفتند و بر آن حضرت وارد شدند و با او صحبت كردند و از او خواستند تا صلح كنند ، حسن ( ع ) به ايشان گفت : ما فرزندان عبد المطّلب از اين مال دنيا در تنگناييم و اين امّت همپيمانشان را شكستهاند . آن دو نفر گفتند : به شما چنين و چنان پيشنهاد مىشود و از شما درخواست مىگردد ، فرمود : چه كسى مىتواند اين كار را بكند ؟ گفتند : ما براى تو انجام مىدهيم ، ديگر چيزى از آنها نخواست مگر اين كه گفتند : ما به عهده مىگيريم كه اين كار را براى تو انجام دهيم پس با معاويه صلح كرد و اين در مداين اتفاق افتاد . ( 3 ) شعبى مىگويد : حسن ( ع ) با اين شرط صلح كرد كه از بيت المال كوفه پنج هزار ( پنج ميليون ) درهم بگيرد و كسى به على ( ع ) دشنام ندهد و ديگر شرايطى كه كردند و نويسندهها نوشتند معاويه صد هزار دينار ديگر و هر آنچه در بيت المال كوفه بود به وى بخشيد سپس معاويه حركت كرد و در مسكن - محلى كنار رود دجيل نزديك اوانا جنب دير جاثليق - با هم ملاقات كردند ، خطيب اين مطالب را در تاريخ خود نقل كرده و در اين محل بود كه