سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

251

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

معاويه بهبود يافت و ديگر فرزندى از او به وجود نيامد . وقتى كه قاضى ابو حازم از جريان اطّلاع يافت ، گفت : كاش اين اتّفاق پيش از تولد يزيد بود سپس معاويه از داشتن اولاد بازمىماند ! ( 1 ) اما عمرو بن بكر ، به انتظار عمرو بن عاص ماند در حالى كه آن شب را به خاطر بيماريى كه بر عمرو عارض شده بود ، وى از خانه بيرون نرفت و به خارجة بن ابى حبيبهء عامرى دستور داد تا به جاى او نماز بخواند ، وى كه رئيس شحنه بود به مسجد رفت تا نماز بخواند ، عمرو بن بكر به او حمله برد و او را كشت ، عمرو بن بكر را دستگير كردند و به نزد عمرو عاص آوردند ، گفت : اى تبه كار ! خارجه را كشتى او در جواب گفت : اى فاسق ! به خدا سوگند كه من گمان نداشتم كس ديگرى جز تو باشد . پس عمرو او را به قتل رساند . ( 2 ) بعضى گفته‌اند كه او گريه مىكرد ، عمرو بن عاص از علت گريه او پرسيد : آيا از مردن بىتابى مىكنى ؟ در جواب گفت : نه به خدا قسم گريه مىكنم كه چگونه آن دو نفر دوستان من به فيض كشتن على و معاويه رسيدند ! ولى من محروم ماندم . ( 3 ) ميراث على عليه السلام مورّخان اتفاق نظر دارند كه على ( ع ) دينار و درهمى بعد از خود بر جاى نگذاشت . واقدى از حسن ( ع ) نقل كرده ، مىگويد : به خدا سوگند پدرم جز دويست درهم ، طلا و نقره‌اى به جا نگذاشت ، و به روايتى جز هفتصد درهم كه آماده كرده بود تا خدمتگزارى را براى خانواده‌اش خريدارى كند . ( 4 ) اگر كسى بگويد كه احمد در مسند از قول محمد بن كعب قرظى نقل كرده ، مىگويد : على ( ع ) فرمود : مرا با رسول خدا ( ص ) در حالى ديدى كه از گرسنگى سنگ به شكمم مىبستم ولى امروز صدقات من به چهل هزار درهم مىرسد ! پاسخ ، اين است كه احمد اين اثر را از على ( ع ) نقل كرده مىگويد : حجاج از قول شريك و او از عاصم بن كليب به نقل از محمد بن كعب قرظى آن را نقل كرده است ، در حالى كه شريك ضعيف است و در نقل روايت كم و زياد مىكند و او از مشروبات مسكر و حرام مىخورد ! از طرفى حالات امير المؤمنين ( ع ) با اين روايت - با توجه به زهد و پارسايى كه از