سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
250
تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )
انّى لأبرء مما انت قائله * عن ابن ملجم الملعون بهتانا انّى لا ذكره يوما فالعنه * دينا و العن عمران بن حطّانا عليه ثم عليك الدّهر متّصلا * لعائن اللّه اسرارا و اعلانا فأنتم من كلاب النّار جاء به * نصّ الشّريعة برهانا و تبيانا « 1 » ( 1 ) قاضى در اين شعر [ چنان كه از آخرين شعر طاهر بن محمد هم برمىآيد ] به سخن [ رسول خدا ( ص ) ] اشاره دارد كه فرمود : « خوارج از جمله سگهاى دوزخند » . ( 2 ) واقدى گويد : امّا برك بن عبد اللّه در همان شبى كه ابن ملجم به على ( ع ) ضربت زد ، با شمشيرش به معاويه حمله برد هنگامى كه شمشير به ران معاويه اصابت كرد و او را مجروح ساخت برك بن عبد اللّه را گرفتند ، به معاويه گفت : خبر خوشى براى تو دارم ، معاويه پرسيد : آن خبر چيست ؟ گفت يكى از دوستان من امشب على را به قتل رسانده است ! معاويه دستور داد : دست و پاى او را بريدند و بعد او را كشتند ، معاويه آن شب نماز را قصر خواند و او نخستين كسى است كه اين كار را كرده و براى خودش پاسدارانى را گمارد ، معاويه ، پزشكى به نام ساعدى را احضار كرد ، او گفت : يكى از دو كار را انتخاب كن : يا آهنى را داغ كنم و در جاى شمشير قرار دهم ( تا التيام پيدا كند ) و يا اين كه شربتى به تو بخورانم كه ديگر فرزندى از تو به وجود نيايد و از اين بيمارى نجات يا بى ، چون اين ضربت مسموم بوده است ( و چارهاى جز اين نيست ) ؟ معاويه گفت من طاقت آتش را ندارم ولى قطع نسل [ اشكالى ندارد زيرا ] يزيد و عبد اللّه باعث روشنايى چشم منند ، پزشك بناچار آن شربت را به معاويه خورانيد ،
--> ( 1 ) همانا من از آنچه دربارهء ابن ملجم ملعون به دروغ و خلاف واقع گفتهاى بيزارم . [ در برخى منابع ، بيت ديگرى در اينجا آمده است كه بايد هم باشد و تناسب پاسخ نيز همين اقتضا را دارد . ترجمهء آن چنين است : « شگفتا از ضربتى كه آن شقى وارد كرد و ارادهاى نداشت جز ويران كردن و منهدم ساختن پايههاى دين » ] - م . همانا من روزى او را ياد مىكنم ، او و عمران بن حطّان ( پدر عمران ) را لعن مىفرستم به طور مداوم در نهان و آشكارا لعنتهاى الهى را بر او و سپس بر تو مىفرستم زيرا شما ( ابن ملجم ، عمران بن حطّان و همهء خوارج ) مطابق آنچه در نصّ شريعت و بيان واضح و روشن و به صورت تفسير و بيان آمده است از سگهاى جهنم هستيد .