سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

225

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

لا تخضعنّ لمخلوق على طمع * فان ذاك مضر منك بالدّين و استرزق اللّه مما فى خزائنه * فان ذالك بين الكاف و النّون « 1 » ( 1 ) و در همين مضمون مىفرمايد : أغن عن المخلوق بالخالق * تغن عن الكاذب و الصّادق و استرزق الرّحمن من فضله * فليس غير اللّه من رازق من ظن ان الناس يغنونه * لم يك بالرحمن بالواثق او ظنّ انّ الرّزق فى كفّه * ذلّت به النّعلان من حالق « 2 » ( 2 ) از اشعار منسوب به على ( ع ) در نكوهش دنيا : و من يصحب الدنيا يكن مثل قابض * على الماء خانته فروج الأصابع « 3 » ( 3 ) و در اين باره فرموده است : ما الدهر الا يقظة و نوم * و ليلة بينهما و يوم يعيش قوم و يموت قوم * و الدّهر قاض ما عليه لوم « 4 » ( 4 ) و در همين مضمون مىگويد : دنيا تحول بأهلها * فى كلّ يوم مرّتين فغدوّها لتجمع * و رواحها لشتات بين « 5 »

--> ( 1 ) به سبب طمع به دنيا براى مخلوق كوچكى مكن زيرا چنين كردارى براى دينت زيانبخش است . از خدا از آنچه در خزانه‌هاى اوست روزى بطلب كه همهء آنها ميان كاف و نون ( كن ) و به ارادهء اوست ! ( 2 ) به وسيلهء خالق از مخلوق بىنياز باش تا از آن كه دروغ مىگويد و از آن كه راستگوست بىنياز شوى و از كرم خداى بخشنده روزى خود را بطلب زيرا غير از خدا كسى روزى رسان نيست هر كس گمان كند كه مردم او را بىنياز مىكنند ، به خداى بخشنده اعتماد نكرده است و كسى كه گمان كند كه روزى در دست خود اوست ، كفش پايش از قلّهء مرتفعى لغزيده است . ( 3 ) هر كس كه دلبستهء دنيا باشد مانند كسى است كه آب را به مشت گرفته است و از لابلاى انگشتانش مىريزد . ( 4 ) روزگار ، بيدارى و خوابى بيش نيست كه يك شب و روزى بين آنها فاصله است . گروهى زندگى مىكنند و گروهى مىميرند و روزگار داور است ، جاى سرزنش ندارد ! ( 5 ) دنيا براى اهل دنيا در هر روزى دو مرتبه دگرگون مىشود و تغيير مىكند . بامدادش براى گرد آوردن و شامگاهش براى تفرقه و جدايى .