سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
226
تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )
( 1 ) از اشعار منسوب به آن حضرت : و لو انّا اذا متنا تركنا * لكان الموت راحة كلى حىّ و لكنّا اذا متنا بعثنا * و نسأل بعده عن كلّ شيء « 1 » ( 2 ) و دربارهء قناعت فرموده است : و من البلاء و للبلاء علامة * ان لا ترى لك عن هواك نزوع العبد عبد النّفس فى شهواتها * و الحرّ يشبع تارة و يجوع « 2 » ( 3 ) و در اين باره مىفرمايد : صبر الفتى لفقره يجلّه * و بذله لوجهه يذلّه و الخبز للجائع أدم كلّه * و الماء ان جفّ به يبلّه و قطعة من حائط تظلّه * و الموت يأتى بعد ذا يتله « 3 » ( 4 ) در كتاب سر العالمين غزالى اين اشعار را ديدم كه به على ( ع ) نسبت داده است : المرء فى زمن الاقبال كالشّجرة * و حولها النّاس ما دامت بها الثّمرة حتى اذا ما عرت من حملها انصرفوا * عنها عقوقا و قد كانوا بها بررة و حاولوا قطعها من بعد ما شفقوا * دهرا عليها من الأرياح و الغبرة قلّت مروّات أهل الارض كلّهم * الا الأقلّ فليس العشر من عشرة لا تحمدن امرأ حتى تجربه * فربما لم يوافق خبره خبره « 4 »
--> ( 1 ) اگر ما را پس از مرگ به حال خود رها مىكردند ، مرگ براى هر انسانى آسايش بود ، و ليكن وقتى كه مرديم دوباره زنده مىشويم و از هر چيزى مؤاخذه مىشويم ! ( 2 ) نسبت به گرفتارى و براى گرفتارى نشانهاى است آن كه از طرف نفس به تو حملهاى نشود . بنده ، در پيروى از خواستههايش بردهء هواى نفس است . ولى شخص آزاده گاهى سير و گاهى گرسنه است . ( 3 ) صبر و تحمّل جوانمرد در برابر تنگدستى باعث بزرگى او ، و ريختن آبرويش باعث خوارى اوست . نان براى آدم گرسنه ، يك سره خورش است و در صورتى كه نان خشك باشد با آب آن را تر مىكنند . و يك قطعه ديوار انسان را سايبان است و به دنبال اينها مرگ است كه انسان را از پا درمىآورد ! ( 4 ) آنگاه كه روزگار به انسان رو مىآورد او مثل درختى است كه تا ميوه دارد مردم در اطراف او هستند همين كه ميوهاش تمام شد ، رو ، برمىگردانند و او را طرد مىكنند در حالى كه دوستداران او بودند ! و با اين كه مدت زمانى