سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
206
تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )
( 1 ) داستان خانهء شريح شعبى ، نقل كرده ، مىگويد : شريح « 1 » خانهاى را به هشتاد دينار خريد اين خبر كه به امام رسيد او را طلبيد و فرمود : « به من خبر دادند كه تو خانهاى را به اين مبلغ خريدهاى و چند تن را گواه گرفتهاى و براى آن قباله نوشتهاى ؟ » عرض كرد : يا امير المؤمنين چنين بوده است ! پس حضرت نگاه خشمگينى به او كرد ( 2 ) سپس فرمود : « اى شريح ! بدان كه به زودى كسى نزد تو مىآيد ( عزرائيل ) به قبالهات نگاه نمىكند تو را از آن خانه با چشم باز بيرون مىبرد و تنها به گورت مىسپارد مبادا اين خانه را از مال ديگران خريده باشى و يا بهاى آن را از غير حلال خود داده باشى كه در اين صورت زيان دنيا و آخرت را بردهاى ! بدان كه اگر وقت خريد خانه نزد من آمده بودى براى تو قبالهاى مانند اين قباله مىنوشتم كه به خريدن اين خانه حتى به يك درهم رغبت نمىكردى » ( 3 ) عرض كرد : يا امير المؤمنين ! چه مىنوشتيد فرمود : « مىنوشتم : به نام خداوند رحمان و رحيم ، اين خانهاى است كه بندهء خوار و ذليلى كه خواهد مرد خريده و براى كوچ كردن آماده شده ، خانهاى را در سراى فريب ( دنيا ) از ناحيهء نيستشوندگان و منطقهء تباهگشتگان و اين خانه داراى چهار حد است : حدّ اوّل به پيشامدهاى
--> سبقت به اسلام به پاى تو مىرسد ؟ اگر اين خصلت برجسته را بدانند ما را بس است آيا كسى بمانند علم تو را داشت ؟ كه هر وقت مىلغزيدند يا اگر ناتوان بودند تو راهنمايى مىكردى چنان كه راهنماى همهء ما گرديدى . آيا كسى چون تو قرآن را جمعآورى كرد كه با لفظ ، معنى ، تأويل و تفسير آن آشنا بودى ؟ آيا كسى صبر تو را داشت آنگاه كه خيانت كردند و يا زمانى كه در صفّين از هم پاشيدند و گذشت آنچه گذشت ؟ آيا كسى چون بخشش تو را داشت كه به اسير مسلمان ، طفل صغير ( يتيم ) و به مستمند ايثار كردى ؟ پروردگارا توفيق زيارت مشاهد ايشان را بر ما روزى گردان كه مرغ روحم به هواى زيارت آن تربتهاى پاك پر كشيده است پروردگارا زندگى مرا در محبت ايشان و حشر مرا با ايشان قرار ده ! آمين ، آمين ! ( 1 ) شريح بن حارث كه قبلا از طرف عمر به قضاوت كوفه گمارده شده بود ، على ( ع ) خواست او را عزل كند مردم كوفه گفتند : ما با تو به اين شرط بيعت كرديم كه آنچه ابو بكر و عمر مقرر كرده تغيير ندهى على ( ع ) ناگزير او را ابقاء كرد ، وقتى كه مختار به حكومت رسيد او را از كوفه بيرون كرد شريح در سن 120 سالگى از دنيا رفت - م .