سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
207
تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )
ناگوار و حدّ دوم به عوامل و اسباب غمها و حدّ سوم به آرزوهاى نابودكننده و حدّ چهارم به شيطان گمراهكننده و آزاردهنده منتهى مىشود و در اين خانه از حدّ چهارم باز مىشود و تمام وسايل آنجا جمع است ، ( 1 ) اين شخص فريفتهء آرزوست ، در حالى كه به سوى مرگ بازمىگردد ، اين منزل را به بهاى خارج از عزّت قناعت و ورود در پستى درخواست و خوارى ، چه زيانى كه به اين خريدار از آنچه خريده از فروشنده برسد پس بر نابودكنندهء نفوس پادشاهان ، گيرندهء جان گردنكشان و ستمگران بمانند ( سراى شاهان ايران ) ، قيصر ( امپراتوران روم ) تبّع ( شاهان يمن ) و پادشاهان حمير و كسانى كه دارايى روى دارايى گرد آورده و افزودهاند و آنان كه بنا كرده و بر افراشتهاند و زينت داده و آراستهاند و اندوختهاند و به گمان خود براى فرزندان در نظر گرفتهاند و وعد و وعيد دادهاند ، به خدا سوگند كه همهء آنها را به محل بازرسى و رسيدگى به حساب و پاداش و كيفر بفرستند و زمانى كه فرمان قطعى صادر شود ؛ از ظالم انتقام مظلوم گرفته شود و در آنجا تبهكاران زيان برند و بين آنها به حق داورى كنند و به كسى ستم نگردد ، بر اين قباله گواه است ، سستى ، فرزند بيچارگى و فريب ، فرزند آرزو و حرص و آز ، فرزند اشتياق به دنيا و سرگرمى ، فرزند بازيچه و هر كه به خانه ابدى مخلّد گشته ( مردگان ) و آن كه دل به دنيا بسته و از آخرت اعراض كرده است » « 1 » . ( 2 ) داستان على عليه السلام با عبد اللّه بن عبّاس ابو الحسن بن نجار مقرى به نقل از محمد بن ابى منصور و او از احمد بن على بن سوار از قول احمد بن عبد الواحد بن محمد حريرى از احمد بن محمد جندى به نقل از ابو حامد محمد بن هارون خضرمى و او از ابراهيم بن سعد جوهرى از قول عبد اللّه مأمون پسر هارون از پدرش هارون و او از پدرش محمد مهدى به نقل از پدرش ابو جعفر منصور از پدرش محمد بن على و او از پدرش على بن عبد اللّه بن عبّاس نقل كرده ، مىگويد : از سخن هيچ كسى بعد از رسول خدا ( ص ) به قدر سخن امير المؤمنين ( ع ) كه در نامهاى نوشته بودم بهرهمند نشدم ، به من نوشته بود : « درود بر تو ! بارى مرد را بدحال مىكند آنچه كه سزاوار آن
--> ( 1 ) داستان شريح در نهج البلاغه ( صبحى صالح ) نامهء شمارهء 3 با تفاوتى بخصوص در سطور آخر ، آمده است .