سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

203

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

دليل قول خداى تعالى : « وَ أَنْبَتْنا عَلَيْهِ شَجَرَةً مِنْ يَقْطِينٍ » « 1 » . و امّا خوراك اهل بهشت ، نظير ايشان در دنيا جنين در شكم مادر است كه از ناف مادر تغذيه مىكند و بول و غايط ندارد . اما رنگهاى غذا در يك سينى ، نظيرش در دنيا تخم مرغ است كه در آن دو رنگ سفيد و زرد موجود است و با هم آميخته نمىگردد . و اما آن كنيزى كه از ميان يك سيب در مىآيد نظيرش در دنيا كرمى است كه از ميان سيب در مىآيد و دگرگون هم نمىشود . و اما آن كنيزى كه بين دو مرد است درخت خرمايى است كه متعلق به دو نفر در اين دنيا باشد يكى مثل من مؤمن و يكى همچون تو كافر كه در آخرت از آن من خواهد بود نه تو زيرا آن در بهشت است و تو وارد بهشت نمىشوى . و اما كليدهاى بهشت عبارت لا إله الا اللّه ، محمد رسول اللّه است » . ( 1 ) ابن مسيّب گويد : وقتى كه قيصر نامه را خواند ، گفت : اين سخنان جز از خاندان نبوّت صادر نشده است ، آنگاه از پاسخ دهنده پرسيد ، گفتند : اين پاسخها از پسر عموى محمد ( ص ) است ، پس نامه‌اى به آن حضرت نوشت : درود بر تو ، بارى از پاسخ تو اطلاع يافتم و دانستم كه تو از خاندان نبوّت و معدن رسالت و موصوف به شجاعت و دانشى ، و من در پى آنم كه دربارهء مذهبتان براى من توضيح دهيد و روحى كه خداوند در كتاب شما نام برده چيست كه مىفرمايد : « يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي » ؟ امير المؤمنين ( ع ) در پاسخ او نوشت : « اما بعد ، روح نقطهء لطيف و نورى ارزنده از آفريده‌هاى پروردگار است و منشأ آن قدرت خداست ، آن را از خزانه‌هاى ملك خود بيرون آورده و در ملك خويش جا داده بنابراين روح وسيلهء ارتباطى براى تو در پيشگاه او و امانتى از طرف او در نزد توست پس هرگاه تو مال خود ( وسيلهء ارتباط خود ) را از او گرفتى او نيز امانت خود را از تو مىگيرد ، و السّلام » . ( 2 ) از همين سخن ، ابن سينا مطلب خود را گرفته كه مىگويد : هبطت اليك من محل الأرفع * و رقاء ذات تعزّز و ترفّع « 2 » . . .

--> ( 1 ) صافات ( 37 ) آيهء 146 : و رويانيديم بر او درختى از كدو . ( 2 ) از قصيدهء معروف عينيّه ابن سيناست كه دنبالهء آن چنين آمده است : أنفت فما الفت فلما آنست * كرهت مفارقة الدّيار البلقع و اظنّها نسيت عهودا بالحمى * و منازلا بفراقها لم تقنع تبكى اذا ذكرت عهودا بالحمى * بمدامع تهمل و لم تتقطع