سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
152
تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )
( 1 ) اگر كسى بگويد : از اشرم نقل كردهاند كه گفت : از ابو عبد اللّه احمد بن حنبل راجع به اين حديث پرسيدند ، او گفت : اين حديث ضعيف است ، در حالى كه جدّ تو ابو الفرج در كتاب موضوعات خود مىگويد : ( سخن ) حبّهء عرنى به دانهاى نمىارزد ! جواب اين است كه احمد ، همان گونه كه ما نقل كرديم در مسند خود و همچنين در كتاب فضائل نقل كرده است و البته احمد آنچه را بايد بگويد ، گفته است ، اگر درست باشد ، چون در سلسله سند كتاب فضائل ، عباد بن عبد اللّه اسدى آمده است كه دربارهء او حرف زدهاند ، اما در سلسله خبرى كه در مسند آمده است چيزى نگفته است ! و اما اين عبارت ( ابو الفرج ) : - كه سخن - حبّهء عرنى به دانهاى نمىارزد ( حبّة لا يساوى حبّة ) ! با اين سجع و قافيهء خنك كه نمىشود فضائل امير المؤمنين را باطل كرد . ( 2 ) مىگويم : با اين همه هيچ اختلافى نيست در اين كه از ميان كودكان ، على ( ع ) نخستين كسى است كه اسلام آورده است « 1 » . ( 3 ) زهرى مىگويد : منظور على ( ع ) از اين كه فرمود : « من پيش از همهء شما اسلام آوردم » كوبيدن معاويه است زيرا كه او و پدرش ابو سفيان به هنگام فتح مكه در سال هشتم هجرى اسلام آوردند [ ! ] از اين رو او را آزادشدهء فرزند آزاد شده مىناميدند و هر كه در آن روز اسلام آورد و مهاجرت نكرد ، به آن نام خوانده مىشد . امير المؤمنين ( ع ) مىخواست حال خود را به اين وسيله براى مردم شام بيان كند و بگويد كه وى همواره از آغاز عمر با پيامبر ( ص ) بود تا اين كه رسول خدا ( ص ) از دنيا رحلت فرمود ، و او در تمام جنگها حضور داشت در حالى كه معاويه و پدرش در هيچ جنگى همراه رسول خدا ( ص ) نبودهاند ، ( بلكه تا سال فتح مكه در صف اول مخالفان پيامبر بودند ) .
--> ( 1 ) براستى كه خيلى دور از انصاف است با وجود اين همه احاديث و شواهد قطعى بر اين كه امير المؤمنين نخستين فردى است كه به رسول خدا ( ص ) ايمان آورد ، به خاطر تعصب بگوييم درست است كه او اوّلين فردى بوده كه اسلام آورده است ، ولى به سنّ بلوغ ظاهرى نرسيده بود ! بنا بر اين تكليف بيعت پيامبر ! با اين كودك نابالغ ( به قول شما ) در يوم الانذار چه مىشود كه متكلمين اسلامى نوشتهاند پس از اظهار اسلام على ( ع ) ، پيامبر ( ص ) با وى به عنوان خليفهء بعد از خود و متابعت ديگران از او بيعت كرد ( كشف المراد فى شرح تجريد الاعتقاد : مقصد رابع در نبوت ) م .