سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

120

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

علىّ ولىّ الحميد المجيد * وصىّ النبىّ من العالمينا « 1 » ( 1 ) سپس نامه را به اصبغ بن نباته تميمى داد ، على ( ع ) از كوفه بيرون شد و در نخيله سپاهيان اردو زدند و اصبغ راهى شام شد . مىگويد : نزد معاويه رفتم و بر او وارد شدم در حالى كه عمرو بن عاص در سمت راست و ذو الكلاع و حوشب در سمت چپ و برادرش عتبه و ابن عامر ، وليد بن عقبه ، عبد الرحمن بن خالد بن وليد و شرحبيل بن سمط در پهلويش و ابو هريره در مقابلش و ابو درداء ، نعمان بن بشير و ابو امامهء باهلى بودند نامه را به او دادم همين كه قراءت كرد ، گفت : بيقين على قاتلان عثمان را به ما نمىدهد ( 2 ) اصبغ مىگويد : به معاويه گفتم : اين قدر قاتلان عثمان را بهانه مكن ، زيرا كه تو جز در پى ملك و سلطنت نيستى و اگر مىخواستى او را يارى كنى در زمان حياتش يارى مىكردى در صورتى كه تو منتظر ماندى و ايستادى و به او كمك نكردى تا اين كه او را وسيله‌اى براى دنياى خود قرار دهى ! او از شنيدن اين سخنان در خشم شد خواستم بيش از اينها بگويم ، گفتم : اى ابو هريره ! تو كه صحابى رسول خدايى تو را به خدايى سوگند كه جز او خدايى نيست و به حق رسول خدا ( ص ) بگو ببينم آيا شنيدى كه رسول خدا ( ص ) روز غدير خم دربارهء امير المؤمنين ( ع ) مىفرمود : « هر كس كه من مولاى او هستم پس على مولاى اوست ؟ » گفت : آرى به خدا قسم كه من شنيدم پيامبر ( ص ) اين را مىگفت . گفتم : در اين صورت تو اى ابو هريره دشمن او را دوست و دوست او را دشمن دارى ! ابو هريره نفسى كشيد و گفت : انّا للّه و انا اليه راجعون ،

--> ( 1 ) معاويه ! آنچه را كه حقيقت ندارد از خود دور كن و قاتلان عثمان را كه تو ادّعا دارى ماييم ! على مردم عراق و مردم حجاز را نزد شما آورده است ، اكنون مىخواهيد با ما چه كنيد ؟ بر هر سپاهى جمع زيادى است و هر جاى خشك و سختى چشمها را روشن مىكند . بر آنجا سوارانى از پيروان على همچون شيران بيشه‌زار وجود دارد كه از سرزمينش حمايت مىكند . نيزه زنانى كه از درون گرد و غبار مشاهده مىشوند و ضربت شمشير سواران را در ميان گرد و غبار كه رسم ديرين آنهاست آنان كه امروز اين گروه انبوه ؛ زبير ، طلحه و ديگر بيعت‌شكنان را شكست داده و مغلوب ساختند و اگر شما از آن سرزمين يعنى سرزمين عراق بدتان مىآيد ، البته اين قوم نيز آنچه را كه شما از ما نمىپسنديد ، نمىپسندند به آن فرد بسيار گمراه شرور بگو و به او كه امروز لاغر را چاق و فربه قرار داده است بگو ! تو پسر ( هند ) و پيروان او را همانند على ( و ياران او ) قرار داده‌اى آيا از ما خجالت نمىكشيد ؟ ! على ولى خداى ستوده و با عظمت و جانشين و وصى پيامبر خدا ( ص ) از طرف خالق جهان است . ( از لحن اشعار پيداست كه از على ( ع ) نيست و در هيچ منبع شيعى نيز نيامده است - م . ) .