سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
116
تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )
حاضر است انتخاب مىكنيم : ( 1 ) مىگوييم : وقتى كه على ( ع ) از بصره مراجعت كرد ، جرير بن عبد اللّه را نزد معاويه فرستاد و او را به اطاعت خود دعوت كرد . مالك اشتر عرض كرد : او را نفرست ، زيرا به خدا سوگند كه به اعتقاد من او هوا خواه معاويه است و همان گونه بود كه اشتر مىگفت ؛ جرير فرماندار همدان بود و على ( ع ) او را بر كنار كرد ، و اين كار در دل او اثر گذاشته بود . و در همان سال به پيشنهاد و خواست جرير او را به رايزنى نزد معاويه فرستاد ؛ و نامهاى مبنى بر اين كه مهاجران و انصار بر بيعت با على متحد شدهاند و طلحه و زبير بيعت را شكستهاند و نتيجه كار آنها چنان شد ، او را براى اتمام حجت به بيعت خود دعوت كرد ( 2 ) و در نامه چنين آمده بود : « بارى ، بيعت من به گردن تو در مدينه آمد با اين كه تو در شام بودى چون كسانى كه با أبو بكر و عمر و عثمان بر همان اساسى كه با آنها بيعت كردند ، با من بيعت كردند ، بنابراين كسى را كه حاضر بوده نمىرسد كه جز آن را اختيار كند و آن كس كه حاضر نبوده حق ندارد آن را نپذيرد و مشورت ( در چنين امور ) حق مهاجران و انصار است و چون ايشان اجتماع كرده و مردى را پيشوا ناميدهاند رضا و خشنودى خدا در آن خواهد بود پس اگر كسى از فرمان ايشان بيرون رفت او را به اطاعت بازگردانند و اگر فرمان آنها را نپذيرفت با او مىجنگند زيرا او غير راه مؤمنان را دنبال كرده است و خداوند او را واگذارد به آنچه رو آورده است « 1 » و او را وارد جهنم كند و چه بد جايگاهى است ! وانگهى طلحه و زبير با من بيعت كردند و بعد بيعت مرا شكستند پس از آن كه راه عذر و بهانه را بر آنها بستم با آنها پيكار كردم تا اين كه حق بر سر جاى خود آمد و باطل از ميان رفت و امر خدا على رغم ميل آنها ظاهر شد ، بنابراين تو هم در آنچه مسلمانان وارد شدهاند وارد شو ! زيرا اين كار بهترين چيزهاست براى عافيت تو و خود را در معرض گرفتارى قرار مده و اگر قرار دادى ، با تو پيكار خواهم كرد و از خدا براى پيروزى بر تو كمك مىطلبم . ( 3 ) به من خبر دادند كه تو دربارهء كشندگان عثمان سخنانى گفتهاى پس داخل شو در آنچه مردم داخل شدند سپس آنان را پيش من محاكمه كن تا تو و ايشان را بر كتاب خدا وادارم و اما
--> ( 1 ) اين بخش از نامه در نهج البلاغه ( صبحى صالح به شمارهء 6 ) آمده است .