سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
113
تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )
( شهر و ديار ) شما شور و آيين شما دو رويى و نفاق است . شيطان شما را خواند و شما اجابت كرديد و چون شتر را پى كردند شما هم بازمانديد . گويا من مىبينم سجدهگاه شما را كه خداوند از بالا و پايين آن به شهر شما عذاب فرستاده ، اين مسجد مانند سينهء كشتى يا مانند شتر مرغى كه روى سينه خوابيده و يا سينهء پرندهاى در ميان دريا ( همه را غرق در عذاب كرده است ) . سرزمين شما دور از آسمان و نزديك آب ( در گودى ) ، عقلهاى شما سبك و بردبارى شما نابجاست . بنابراين هدف تيراندازان و لقمهء خورندگان و مورد حمله و طعمه شكارچيانيد ! » « 1 » ( 1 ) سيف مىگويد : مردم مدينه دانستند كه جنگ جمل در روز پنج شنبه اتفاق افتاده است ، توضيح آن كه آنها ديدند شاهينى در اطراف مدينه پرواز مىكند و همراه او چيزى آويخته است ، مردم به دقّت نگاه كردند ، ديدند دستى است كه انگشترى دارد وقتى كه افتاد ، ديدند نام عبد الرحمن بن عتاب بن اسيد ، در آن نقش شده است ! ! « 2 » ( 2 ) بازگشت عايشه به مدينه سيرهنويسان گويند : پس از آن على ( ع ) عبد اللّه بن عبّاس را نزد عايشه فرستاد و به او فرمود كه به مدينه برود . ابن عبّاس بدون اجازه وارد شد . عايشه گفت : رعايت سنّت را نكردى بدون اجازه وارد شدى ! ابن عبّاس گفت : اگر تو در خانهاى كه رسول خدا ( ص ) تو را در آنجا واگذاشت مىماندى ما بدون اجازهء تو وارد نمىشديم . آنگاه فرمود : امير المؤمنين
--> ( 1 ) در نهج البلاغه ( صبحى صالح به شمارهء 12 و 13 ) اين بخش از سخنان امير المؤمنين ( ع ) با تفاوت زيادى نقل شده است - م . ( 2 ) جاى بسى تعجّب است كه شخصى مانند مؤلّف تخيّلات سيف بن عمر تميمى را به رشتهء تحرير در آورده است ! سيف همان كسى است كه در مخيّلهاش افسانهء ابن سباى يهودىزاده را مىسازد كه اعتقاد به رجعت را او به شيعه آموخته ، ابو ذر را او بر ضد عثمان شورانده ، او باعث شورش مردم عليه خليفه شده و طرح صلح را بهم زده و آتش جنگ جمل را شعلهور ساخته است و . . . براى شناخت بيشتر اين شخص ( سيف ) به كتاب ( عبد اللّه بن سبا ) علامهء عسكرى و به كتاب « شيعه و تهمتهاى ناروا » مراجعه فرماييد - م .