سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
110
تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )
گرفته بود ! احنف گفت : اين همان كسى است كه بين مردم را بهم مىزند و دو مرد از او پيروى مىكنند و يكى از آنها به وى حمله مىبرد و با نيزه او را مىزند و ديگرى با شمشير ضربتى به او مىزند و او را مىكشد ؛ و بعد سر او را به نزد على ( ع ) مىآورد و مىگويد : به قاتل زبير اجازهء ورود بدهيد ! على ( ع ) آن را مىشنود و مىگويد : « قاتل پسر صفيه را به آتش دوزخ بشارت باد ! » و على ( ع ) مىگريد و بر او ترحّم مىكند ! ( 1 ) در روايتى آمده است كه قاتل زبير ، عمرو بن جرموز بود و او موقعى كه داشت به سمت مدينه برمىگشت در وادى السّباع بر عمرو بن جرموز مجاشعى وارد شد ، به او احترام كرد و پرسيد : مردم را در چه حالى ترك كردى ؟ گفت : مصمم بر پيكار بودند پس غذايى براى او آورد ، او غذا خورد سپس برخاست و نماز خواند و بعد خوابيد ، ابن جرموز از جا برخاست و او را كشت و سر او را با شمشير و انگشتريش نزد على ( ع ) آورد . على شمشير را گرفت و فرمود : « اين شمشير مدت زيادى غم از چهرهء رسول خدا ( ص ) زدوده است » و بعد گريه كرد . بعضى گفتهاند : سر زبير را نياوردند بلكه در وادى السّباع دفن كردند . قول صحيحتر آن كه احنف بن قيس كسى را دنبال وى فرستاد و او را كشت . ( 2 ) كشتهشدگان و اسيران معروف از دو طرف اما از اصحاب على ( ع ) ، گروهى از جمله زيد بن صوحان كشته شد كه جنگجوى دلاورى بود و على بن هيثم و هند بن عمرو نيز كشته شدند ، و از اصحاب عايشه ، كعب بن سور قاضى كه نخستين فردى بود كه كشته شد و عبد الرّحمن بن عتاب بن اسيد و محمد بن طلحة بن عبيد اللّه كه مرد عابدى بود جز اين كه پدرش او را به زور فرستاده بود و على ( ع ) از كشتن او نهى كرد و فرمود : « مبادا صاحب « برنس » « 1 » را بكشيد كه او را به زور فرستادهاند ! » در قتل او گروهى شركت داشتند قاتل او چنين گفت : و أشعث قوّام بآيات ربّه * قليل الأذى فيما ترى العين مسلم
--> ( 1 ) برنس : كلاه دراز درويشى يا جامهاى كه كلاه نيز بر آن متصل است ( مثل لباس كشيشان ) - م .