سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

101

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

از مدينه بيرون نمىآمدم ، به خدا قسم هرگز با تو نخواهم جنگيد ! و در روايتى آمده است : زبير گفت : حال چكنم ؟ در حالى كه دو حلقهء كمربند در هم افتاده است و برگشتن من ننگ است . على ( ع ) فرمود : « با وجود ننگ برگرد و ننگ و عار را با آتش دوزخ براى خودت فراهم مكن ! » زبير برگشت در حالى كه مىگفت : اخترت عارا على نار مؤجّجة * انّى يقوم لها خلق من الطّين نادى علىّ بأمر لست أجهله * عار لعمرك فى الدّنيا و فى الدّين فقلت حسبك من لوم أبا حسن * فبعض هذا الّذى قد قلت يكفينى « 1 » . ( 1 ) اين چند بيت از جمله شعرهاى زبير است كه وقت بيرون رفتن از ميان سپاه گفت ، اوّل شعرها چنين است : ترك الأمور الّتى يخشى عواقبها * للّه اجمل فى الدّنيا و فى الدّين أخال طلحة وسط القوم منجدلا * ركن الضّعيف و مأوى كلّ مسكين قد كنت أنصرة حينا و ينصرنى * فى النّائبات و يرمى من يرامينى حتى ابتليت بأمر ضاق مصدره * فأصبح اليوم ما يعنيه يعنينى « 2 » ( 2 ) چون طلحه و زبير برگشتند ، على ( ع ) به يارانش فرمود : « اما زبير كه قول داد با شما نجنگد . » آنگاه زبير نزد عايشه رفت و به وى گفت : از روزى كه عقلم كار كرده در هيچ موردى نبود مگر اين كه مىدانستم چه مىكنم جز اين مورد . عايشه گفت : مىخواهى چه كنى ؟ زبير گفت : مىخواهم بروم و آنها را به حال خودشان واگذارم ، عبد اللّه بن زبير ، رو به او كرد و گفت : تو اين دو گروه را جمع كرده‌اى تا آنجا كه اكنون به يكديگر خشم گرفته‌اند ،

--> ( 1 ) من ننگ و عار را بر آتش فروزان ترجيح دادم ، بدنهاى خاكى كجا در برابر آن آتش مىتواند مقاومت كند ؟ على ( ع ) مطلبى را يادآورى كرد كه من از آن ناآگاه نبودم : به جان تو سوگند كه ننگ دنيايى و دينى دارد ! گفتم : يا ابا الحسن ! همين قدر ملامت بس است ، مقدارى از اين گفته‌هاى تو مرا كفايت مىكند . ( 2 ) واگذاردن امورى را كه پىآمد آنها بيمناك است براى خاطر خدا هم در دنيا خوبتر است و هم در دين من گمان مىكنم كه طلحه در ميان اين قوم هدف تير قرار گرفته است ، بزرگى ناتوان و پناه هر درمانده ، در گرفتاريها همواره ، زمانى من او را يارى مىكردم و زمانى او مرا يارى مىكرد و كسى كه آهنگ من مىكرد مرا هدف قرار مىداد ، تا اين كه دچار امرى شدم كه بيرون شدن از آن دشوار بود و در نتيجه امروز مىآزارد او را آنچه مىآزارد مرا !