سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

100

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

زنان را چه به سرلشكرى سپاهيان و ظاهر شدن در انظار مردان و افتادن ميان مردم مسلمان و ريختن خونهاى محترم ! وانگهى تو به خيال خودت ، خونخواهى عثمان را مىكنى ، تو را به عثمان چه كار ! عثمان مردى از بنى اميّه است و تو از قبيلهء تيم . علاوه بر اين تو ديروز در حضور اصحاب رسول خدا ( ص ) مىگفتى : اين نعثل را بكشيد ، خدا او را بكشد كه او كافر شده است . امروز خون او را مطالبه مىكنى ! از خدا بترس و به خانه‌ات برگرد و خودت را در حجاب نگهدار و السّلام » . ( 1 ) آنان هيچ پاسخى ندادند تا اين كه در نيمهء جمادى الأولى همان سال برخورد كردند و چون دو سپاه در مقابل هم قرار گرفتند ، زبير سوار بر اسب و مسلّح با طلحه در آمدند و از طرفى على ( ع ) به جانب آنها رفت و به آنها نزديك شد در حالى كه قبايى بدون جيب بر تن داشت به قدرى نزديك شدند كه لجام اسبها از هم مىگذشت ، پس على ( ع ) فرمود : « به جان خودم قسم كه شما اسلحه و مركب سوارى [ براى جنگ ] آماده كرده‌ايد ، آيا عذرى در پيشگاه خدا آماده داريد ؟ از خدا بترسيد و مانند آن زن نباشيد كه رشتهء خود را پس از استحكام دوباره از هم مىگسست . ( 2 ) آيا من آن برادر دينى شما نيستم كه اكنون شما خون مرا [ حلال ] و من خون شما را محترم مىشمارم ؟ « 1 » » طلحه گفت : تو مردم را بر عثمان شوراندى ! على ( ع ) فرمود : « خدا لعنت كند كسى را كه مردم را بر عثمان شوراند ! اى طلحه تو را چه به خون عثمان ! و اى زبير ! آيا به خاطر دارى روزى را كه با رسول خدا ( ص ) از ميان قبيلهء بنى غنم مىگذشتيم ، پيامبر نگاهى به من كرد و خنديد و من رو به او كردم و خنديدم ، تو گفتى پسر ابو طالب بيهودگى را ترك نكرده است ، رسول خدا ( ص ) به تو فرمود : او اهل بيهودگى نيست ، تو با او خواهى جنگيد در حالى كه نسبت به او ستمكارى ! » . ( 3 ) و در روايتى فرمود : « آيا به خاطر دارى آن روزى را كه رسول خدا ( ص ) در ميان قبيله بنى بياضه ، در حالى كه بر الاغى سوار بود ، ترا ديد و چنين گفت ؟ » زبير گفت : بار خدايا آرى ! اگر اينها را به خاطر آورده بودم

--> ( 1 ) در نسخه‌اى آمده است : « شما نسبت به رسول خدا ( ص ) انصاف را رعايت نكرديد ناموس او را آورده‌ايد تا بدان وسيله پيكار كنيد ولى ناموس خود را پنهان داشته‌ايد . به خدا سوگند اى زبير تو دربارهء رسول خدا انصاف ندادى ، ناموس خود را از آسيب حفظ كردى و ناموس او را در معرض نيزه‌ها و شمشيرها قرار دادى . وانگهى شما را چه به خون عثمان ! اى زبير مگر تو نبودى كه مردم را عليه عثمان شوراندى ؟ !