سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

94

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

و منك البكاء و منك العويل * و منك الرّياح و منك المطر و أنت أمرت بقتل الإمام * و قلت لنا انّه قد كفر فهبنا اطعناك فى قتله * و قاتله عندنا من أمر و لم يسقط السقف من فوقنا * و لم تنكسف شمسنا و القمر و قد بايع النّاس ذا تدرأ * يزيل الشبا و يقيم الصّعر و يلبس للحرب اوزارها * و ما من وقيى مثل من قد عثر « 1 » ( 1 ) سپس بنى اميّه اطراف عايشه را گرفتند و با او به مشورت پرداختند و گفتند : همهء ما خونخواهان عثمانيم ! و در رأس آنها عبد اللّه بن عامر حضرمى و مروان بن حكم و طرف مشورتشان طلحه و زبير بودند ، همه در مورد بصره اتفاق نظر پيدا كردند ، زيرا كه ابن عامر گفت : معاويه به جاى شما شام را كفايت مىكند و در بصره ، من دست‌پروردگانى دارم - چون ابن عامر فرماندار بصره بود و آنها را با اموال و شتران مجهّز كرده بود . وقتى كه عايشه تصميم به حركت گرفت ، امّ سلمه او را منع كرد و گفت : اى زن ! حجاب الهى هرگز قابل رفع نيست ، اى زن ترا به اين كارها چه كار ! افرادى دربارهء امر خلافت اختلاف پيدا كرده‌اند و مردان با يكديگر مقابله مىكنند و دعوت به آرامش براى مسلمانان بهتر است . از رسول خدا ( ص ) دربارهء رسوايى همسرش بترس و از خونى كه خدا بر تو مباح نكرده بر حذر باش ! و چون ديد عايشه به حرفهاى او گوش نمىدهد ، گفت : نصحت و لكن ليس للنّصح قابل * و لو قبلت ما عنفتها العواذل كأنّى بها قد ردّت الحرب رحلها * و ليس لها الّا التّرجّل راحل « 2 »

--> ( 1 ) گريه و شيون از تو ، باد و باران هم از توست ، تو فرمان قتل رهبر را دادى و گفتى او كافر شده است آگاه باش كه ما در كشتن وى از تو فرمان برده‌ايم و همهء كسانى كه با ما بودند به امر تو با او مبارزه كردند . نه آسمان بر سر ما فرو ريخته و نه خورشيد و ماه گرفته است . مردم با شخص بزرگوارى بيعت كرده‌اند كه كبر و غرور را نابود مىكند و شكوه و جلال را برقرار مىسازد و لباس رزم مىپوشد . براستى شخص باتقوا مانند شخص خطاكار نيست . ( 2 ) نصيحت مىكنم ولى كسى كه پذيراى نصيحت باشد نيست و اگر پذيرا بود ، ملامتگران او را سرزنش نمىكردند . گويى كه او ( عايشه ) بار خود را از آن جنگ بازگردانده و جز پياده كردن هيچ راهى براى آن نيست .