سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

82

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

نگفت ، عبّاس رو به او كرد و گفت : اگر به ما اجازه دهى وارد مىشويم و اگر عذرى بياورى مىپذيريم و اگر ما را برگردانى برمىگرديم و اما . . . « 1 » نگاه تو با گوشهء چشم ، خشم‌آلود است ، دربان نفهميد و او اين شعر را خواند : و ما عن رضى كان الحمار مطيّتى * و لكنّ من يمشى سيرضى بما ركب « 2 » ( 1 ) و مىگويد : از برادرى ابو طالب ؛ با عبد اللّه پدر پيامبر ( ص ) چنين ياد مىكرد : انّا و انّ رسول اللّه يجمعنا * اب و ام و جد غير موصوم جاءت بنا و به من بين اسرته * غراء من نسل عمران بن مخزوم فزنا بها دون من يسعى ليدركها * قرابة من حواها غير مشهوم رزقا من اللّه اعطانا فضيلته * و الناس ما بين مرزوق و محروم « 3 » منظور از عبارت « غرّاء من نسل عمران » فاطمه دختر عمرو ، مادر عبد اللّه و ابو طالب است و مشهوم به معناى ترسو و معيوب است . ( 2 ) عبّاس بن حسن برادرانى دانشمند و فاضل به نامهاى : محمد ، عبيد اللّه ، فضل و حمزه داشت كه همهء آنها پسران حسن بن عبيد اللّه بن عبّاس بودند . و ما ، در آينده شرح حال حسن ، حسين ، و محمد بن حنفيه را در ضمن بخشهايى كه به همين منظور در نظر گرفته‌ايم بيان خواهيم كرد .

--> ( 1 ) عبارت متن « فامّا القزّة بعد النّظر الشّزر » مشوّش و ناموزون به نظر مىرسد و در پاورقى متن ، آمده است : « و فى نسخة : « فاما النّظر و الاطراق ، و القزّة فلا أدرى ما هو فخجل الحاجب » يعنى : امّا نگاه با گوشهء چشم خشم آلوده و همراه سكوت است و « قزّة » براى من نامفهوم است ، پس دربان شرمنده شد . ( 2 ) باعث خوش‌حالى و رضايت‌بخش نيست كه الاغ مركب سوارى من باشد . ولى كسى كه پياده راه مىرود ، ديرى نمىپايد كه بدانچه سوار شده راضى مىشود ! ( 3 ) همانا ما و رسول خدا ( ص ) را پدر و مادر و نيايى با هم پيوند مىدهد كه بىنقص و عيب است . ما و او را از ميان قبيله و خاندانش زنى برجسته از دودمان عمران بن مخزوم به دنيا آورده است . ما بدان وسيله به مقامى بالاتر از كسى رسيديم كه مىكوشد تا آن مقام را به دست آورد ؛ خويشاوندى با كسى را كه بدون بيم و هراس آن را احراز كرده است . نصيب و روزيى كه از جانب خداوند فزونى آن را به ما مرحمت كرده‌اند در حالى كه مردم يا روزىخوارند و يا محروم .