سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
83
تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )
( 1 ) باب چهارم خلافت امير المؤمنين عليه السلام سيرهنويسان مانند طبرى ، واقدى ، هشام بن محمد و ديگران گفتهاند : در همان روز قتل عثمان با على ( ع ) به خلافت ، بيعت كردند « 1 » و آن روز ، شنبه هجدهم و به قولى سيزدهم ذيحجه بود و بعضى گفتهاند : روز جمعه بيست و پنجم ذيحجه بوده است و آن سال سى و پنجمين سال از هجرت نبوى ( ص ) بود و تمام مهاجران و انصار بالاتّفاق با آن حضرت بيعت نمودند . ( 2 ) عبد اللّه بن احمد بن حنبل از پدرش نقل كرده است كه مىگفت : به خدا سوگند كه خلافت باعث افتخار على نبود بلكه على مايهء افتخار خلافت بود ! نخستين كسى كه با وى بيعت كرد ، طلحه بود و دست طلحه شل بود - به خاطر دفاع از پيامبر در جنگ احد شل شد « 2 » ! - همين كه چشم على ( ع ) به دست طلحه افتاد ، به فال بد گرفت « 3 » و فرمود : « دست شل چيزى
--> ( 1 ) در نسخهاى آمده است : دانشمندان سيرهنويس بر آنند كه در ذيحجهء سال سى و پنج با آن حضرت به عنوان خلافت بيعت كردند و تنها اختلاف در اين است كه چه روزى بوده ، تا آنجا كه مىگويد : قول اول يعنى هجدهم صحيحتر است . ( 2 ) در احد ، دستش را جلو شمشير دشمن گرفت و انگشتش قطع شد - م . ( 3 ) مؤلّف در قياس با ديگران ، تعبير به « تطيّر » كرده و مىگويد : امير المؤمنين ( ع ) با مشاهدهء دست طلحه ، فرمود : با اين دست ، بيعت ناتمام است و سرانجام خواهد شكست ! اين فال بدى بود كه زده شد ! آيا امير المؤمنين حديث