الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

80

حياة الإمام الهادي ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام هادى ع ) ( فارسي )

آگاهى داشت ، بر متوكل وارد شديم و نيازمان را گفتيم چون برآورده شد به سمت اصفهان حركت كرديم در حالى كه خداوند درهايى از مال و ثروت به روى من گشود به قدرى كه در خوابم نمىديدم ، و امروز آن چه در خانه دارم به ارزش هزار هزار ( يك ميليون ) درهم مىرسد ، غير از اموالى كه در بيرون منزل دارم ، و همچنين خداوند ده فرزند به من عطا كرد و عمرم متجاوز از هفتاد سال است [ 1 ] ، تمام اينها به بركت دعاى امام عليه السّلام مىباشد . 3 - از جمله دعاهاى مستجاب امام عليه السّلام كه مورّخان نقل كرده‌اند اين است كه على بن جعفر از وكلاى امام عليه السّلام بود و دربارهء او نزد متوكل سخن‌چينى كرده بودند ، متوكل دستور داد او را زندانى كردند و مدّت زمانى در سلّولهاى زندان باقى ماند تا اين كه عرصه بر او تنگ شد و دربارهء آزادى خود با يكى از كارگزاران حكومت صحبت كرد و به او وعده داد كه در برابر اين عمل سه هزار دينار به وى خواهد پرداخت و او نزد عبيد الله كه يكى از نزديكان متوكل بود ، رفت و از او خواست تا دربارهء على بن جعفر وساطت كند و او قبول كرد و جريان را به متوكّل گفت ، اما متوكل به او پرخاش كرد و گفت : « اگر من دربارهء تو شك داشتم مىگفتم تو رافضى هستى ، آخر اين شخص وكيل ابو الحسن هادى است و من تصميم دارم او را بكشم » عبيد الله از وساطت دربارهء او پشيمان شد و قضيه را به آن دوستش گفت او نيز به نزد على بن جعفر شتافت و دانست كه متوكل بر كشتن او مصمّم است و راهى براى آزادى وى وجود ندارد ، پس على بن جعفر در بن بست قرار گرفت و نامه‌اى به خدمت امام هادى عليه السّلام فرستاد ، از جمله نوشت : « مولاى من ، به خاطر خدا ، به خاطر خدا مرا دريابيد ، من بيم دارم كه نابودم كنند » امام عليه السّلام در پاسخ او نوشت :

--> [ 1 ] بحار الأنوار : 13 / 132 .