الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
485
حياة الإمام الهادي ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام هادى ع ) ( فارسي )
به هر حال ما در اينجا به اختصار به آخرين قسمتهاى زندگى امام عليه السّلام مىپردازيم . زهر دادن ناجوانمردانه به امام وجود امام عليه السّلام براى معتمد عباسى گران بود ، به خاطر اين كه مىديد مردم دربارهء آثار ، علوم و زهد و تقوايش سخن مىگويند و آن حضرت را بالاتر از دانشمندان ديگر اسلامى مىدانند و از اين رو آتش غضبش شعله مىكشيد و از بخل و كينهاى كه نسبت به امام داشت بشدت ناراحت شد و تمايلات پست درونى وى او را به ارتكاب بدترين جرم در اسلام وادار كرد و نقشه كشيد كه زهر كشندهاى به آن حضرت بخوراند و سپس نقشه خود را اجرا كرد همين كه آن بزرگوار زهر را تناول كرد به بستر افتاد در حالى كه بدنش مسموم گشت و از بدترين دردها رنج مىبرد . شيعيان و بزرگان دولت براى ديدار آن حضرت مىآمدند ، از جمله كسانى كه به عيادت حضرت آمد ، شاعر برجسته ابو هاشم جعفرى بود ، وقتى كه آمد و امام عليه السّلام را در آن حال ديد ، فغان برآورد و گريست و قصيدهاى انشاد كرد كه اشعار زير از آن جمله است : مادت الارض بى و أدت فؤادى * و اعترتنى موارد العرواء حين قيل الامام نضو عليل * قلت : نفسى فدته كل الفداء مرض الدين لاعتلالك و اعتل * و غارت له النّجوم السماء عجبا ان منيت بالدّاء و السّقم * و انت الامام حسم الدّاء أنت آسى الأدواء فى الدّين و * الدّنيا و محيى الاموات و الاحياء [ 1 ] « زمين زير پايم لرزيد و دلم فرو ريخت و دچار وحشت و اضطراب شدم
--> [ 1 ] مناقب : 4 / 401 .