الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
423
حياة الإمام الهادي ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام هادى ع ) ( فارسي )
اهل بهشت امام حسين عليه السّلام ازدحام مىكنند و هجوم مىبرند ، در حالى كه قبور پدران وى و برادران امويشان مزبلهاى از مزبلههاى روى زمين - و يا - در بيابان خشك و تاريك جاى درندگان بيابانى است و اين تيرهبختى و ويرانى آن اماكن حكايت از ظلمها و ستمها و صدمههايى دارد كه آنان به مسلمانان وارد كردند . اما علت اصلى اقدام متوكل بر ويران كردن قبر شريف آن بود كه يكى از زنان خواننده ، پيش از رسيدن وى به مقام خلافت ، كنيزكان خود را نزد وى مىفرستاد تا موقعى كه او مست شراب است برايش آواز بخوانند ، وقتى كه متوكّل به خلافت رسيد كسى را نزد وى فرستاد تا زن خوانندهاى را براى او بفرستد گفتند كه آن زن در سفر است و به زيارت قبر امام حسين عليه السّلام رفته است و موقعى به آن زن خبر رسيد كه او در كربلا بود با عجله به بغداد برگشت و يكى از كنيزكان خود را كه متوكل دوست داشت ، برايش فرستاد . متوكل از او پرسيد : كجا بوديد ؟ آن زن گفت : بانويم به مكه رفته بود و ما هم به همراه او بوديم - اين قضيّه در ماه شعبان اتفاق افتاده بود - متوكل حيرت زده گفت : در ماه شعبان ، به كدام حج رفته بوديد ؟ آن زن گفت : « به زيارت قبر حسين عليه السّلام » طاغوت ، با شنيدن اين حرف برافروخته شد ، رگهاى گردنش برخاست ، وقتى كه كلمهء زيارت قبر حسين ، را شنيد دماغش پرباد شد دستور داد بانوى آن كنيزك را زندانى كردند و تمام اموالش را مصادره نمودند [ 1 ] . و به كارگزارانش دستور داد تا آن قبر مقدس را خراب كنند ، اما كارگزاران مسلمان از ويران ساختن قبر ريحانهء پيامبرشان خوددارى كردند و به چنان جنايتى دست نزدند ، و از اين كار همچون گناه بزرگى حذر كردند ، اين بود كه به يهوديان و در رأس آنها به ديزج دستور داد و آنها پذيرفتند ، كه ابن رومى در اشعار دلنشين خود بر اين مطلب اشاره مىكند :
--> [ 1 ] « حدائق النّاضره » خطى .