الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
424
حياة الإمام الهادي ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام هادى ع ) ( فارسي )
و لم تقنعوا حتى استشارت قبورهم * كلابكم منها بهيم و ديزج [ 1 ] « به اينها هم اكتفا نكردند ، تا اين كه سگهاى جيرهخوار از جمله سگ سياه و ديزج [ 2 ] آن قبر مطهر را شخم زدند . » به اين ترتيب يهوديان و افراد پليد به ويرانى آن قبر شريف اقدام كردند و اين اتفاق در سال 237 ه ، رخ داد [ 3 ] و همچنين تمام بناهاى اطراف قبر را خراب كردند و تا حدود دويست جريب از اطراف آن را شخم زدند و آب از اطراف رها كردند [ 4 ] ، جز اين كه آب به دور قبر مقدس حلقه زد و به آن قبر شريف نرسيد از اين رو بدان جا حائر گفتند ، و از آن قبر مقدس بوى خوشى به مشام مردم رسيد كه هرگز چنان عطرى را استشمام نكرده بودند [ 5 ] . آرى آن بوى شرافت و عطر كرامت انسانى بود ، همان طورى كه جواهرى در شعر خود مىگويد : شممت ثراك فهب النّسيم * نسيم الكرامة من بلقع [ 6 ] « قبر تو را بوييدم ، نسيمى از آن زمين مقدس برخاست ، نسيم كرامت » پس از آن كه آثار قبر را به كلى محو كردند ، مرد باديهنشينى از قبيلهء بنى اسد به زيارت آن قبر مقدس رفت مشتهايى از آن خاك را برمىداشت و مىبوييد تا آن قبر شريف را پيدا كند ، سرانجام وقتى كه به آن قبر رسيد و مشتى از آن خاك پاك را برداشته و بوييد ، آن را پر از عطر و بوى خوش يافت ، در حالى كه مىگريست ، خطاب به امام عليه السّلام عرض كرد : « پدر و مادرم فدايت باد ، چقدر خوشبويى و چه خوشبو است قبر و تربت مقدّس تو ! ! » سپس شعر زير را خواند :
--> [ 1 ] مقاتل الطالبيّين : ص 658 . [ 2 ] ديزج يهودى همان كسى است كه در زمان متوكل قبر امام حسين عليه السّلام را شكافت و آب بر آن جارى كرد و مردم را از زيارت قبر آن بزرگوار مانع شد - م . [ 3 ] اخبار الدّول : ص 359 . ( 4 و 5 ) مقاتل الطالبيين : ص 598 . [ 6 ] ديوان جواهرى .