الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

419

حياة الإمام الهادي ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام هادى ع ) ( فارسي )

كرد تا اين كه محمد بن طاهر براى جنگ با وى تعيين شد و او با سپاه زيادى يورش برد و پس از نبرد هولناكى يحيى كشته شد و با قتل وى صفحه‌اى از صفحات جهاد مقدس در اسلام در هم پيچيد و محمد بن طاهر به خاطر كشتن ذريّهء رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - مجلس جشن عمومى آراست و اوباش و اطرافيانش اظهار مسرّت و شادى مىكردند و به او براى پيروزى و نصرت بر كشتن فرزند رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - تبريك مىگفتند ، در آن حال ابو هاشم جعفرى وارد شد ، به طورى كه زمين از سوز مصيبت و غم بر او تنگ شده بود ، رو به محمد بن طاهر كرد و گفت : « اى امير ! به تو براى كشتن مردى تبريك مىگويند كه اگر رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - زنده بود ، بايد به او تسليت مىگفتند . . . » ابن طاهر از شنيدن اين سخن خاموش ماند و سكوت ترسناكى مجلس را فرا گرفت و ابو هاشم از مجلس بيرون رفت در حالى كه مىگفت : يا بنى طاهر كلوه و بيا * ان لحم النبى غير مرى إن و ترا يكون طالبه الل * ه لوتر بالفوت غير حرى [ 1 ] « اى بنى طاهر ! او را چون و با بخوريد كه گوشت پيامبر ، گوارايتان نيست آن در دانه‌اى را كه خداوند طالب اوست ، مرگ طبيعى براى چنين فردى سزاوار نيست . » اسيرانى را كه از ياران يحيى بودند به بغداد بردند و آن قدر آنها رنج ديدند و وضع بدى داشتند كه وخامت آن قابل توصيف نيست ، مورّخان مىگويند : « آنها را با پاى برهنه مىدواندند و هر كدام عقب مىماندند با شمشير گردن مىزدند » تا اين كه نامهء مستعين رسيد ، دستور داده بود آنها را آزاد كنند سپس آزاد كردند [ 2 ] .

--> [ 1 ] مروج الذهب : 4 / 93 . [ 2 ] مقاتل الطالبيين : ص 644 .