الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

409

حياة الإمام الهادي ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام هادى ع ) ( فارسي )

و لما أبى اللّه أن تملكوا * دعينا إليها فقمنا بها و ما رد صبحا بها وافدا * لنا اذا وقفنا بأبوابها كقطب الرحى وافقت أختها * دعونا بها و عملنا بها و نحن ورثنا ثياب النبى * فلم تجدبون بأهدابها لكم رحم يا بنى بنته * و لكن أرى العلم أولى بها به نصر اللّه أهل الحجاز * و أبرأها بعد أوصابها و يوم حنين قد أعيتكم * و قد أبدت الحرب عن نابها فمهلا بنى عمنا أنها * عطية رب حبانا بها و أقسم انكم تعلموا * ن انا لها خير أربابها « هان ، دربارهء چشم و اشك ريختن آن كه از خار و خاشاكها و خليدن آنها شكوه دارد . من خويشاوندانم را نهى كردم ، اگر آنها به درستى به نيكى كردن بر خويشان خود توجّه كنند . شيران خشمگين ، آهنگ مردم قريش نمودند و آنها را ميان چنگال خود گرفتند . ما بنى اميه را در خانه‌هايشان كشتيم از اين رو به كنار زدن آنها از خلافت سزاوارتريم . و چه بسا گروههايى كه از خلافت شما آبيارى شدند ، از آن آبى كه در ظرف خلافت ريخته بود . وقتى كه نزديك شدند و بعد شما را مدافعان سر سخت ديدند ، از اين رو شير پستان خلافت بر آنها خشكيد . و چون خداوند نخواست كه آنها خلافت را تصرف كنند ، ما به خلافت دعوت شديم و عهده‌دار گشتيم . و چيزى از آغاز كار كه خلافت رو به ما آورد مانع نبود ، زيرا كه ما در دروازه‌هاى آن ايستاده بوديم . همچون قطب آسيا هماهنگ خلافت بوديم مردم ما را به خلافت خواندند