السيد محمد الصدر ( مترجم : سيد حسن افتخارزاده )

7

تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي )

دارد . زيرا اگر شخص مودّت و محبّت اهل البيت - عليهم السلام - را نداشته باشد ، تمام اعمالش باطل است ؛ و اگر از دشمنان خدا و رسول و اهل البيت تبرّى نجويد و در دلش ذرّه‌اى محبّت آنان را داشته باشد ، ايمان به خدا و رسول نياورده است . چه خداوند فرموده است : لا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ يُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ كانُوا آباءَهُمْ أَوْ أَبْناءَهُمْ أَوْ إِخْوانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُولئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمانَ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَ يُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ . . . « 4 » . با توجّه به اين اصل ، كه اصل آزادى و مسئوليّت انسان در انديشه و عمل و شمول دستورات الهى نسبت به هر دو باشد ، اكنون سخن در اين است كه : آيا انديشه و عقيده مقدمهء عمل مىباشند ، يا عمل مقدّمه‌اى براى ثبوت و استقرار عقيده است ؟ به تعبير ديگر : آيا خدا را بشناسيم تا نماز بخوانيم ؛ و نماز بخوانيم تا عدالت در جامعه برقرار شود ؛ و عدالت هم فقط عدل اقتصادى است ؟ و بالاخره : آيا خدا و كليّهء عقايد را مقدّمه‌اى براى تشكيل حكومت ، و حكومت را مقدّمه‌اى بدانيم براى تشكيل جامعه‌اى بىطبقه و بدون مشكلات اقتصادى كه تمام كمبودهاى فرهنگى و اقتصادى را حل كرده ، مسكن براى همه ساخته ، جاده و مدرسه و دانشگاه و بيمارستان و مراكز تفريح و ورزش و گردش براى همه تأمين نموده ، ديگر مشكل نان و آب و برق را حل كرده است ؟ در اين نحوهء تفكّر است كه خدا و رسول و دين و قرآن و مسجد و حسينيّه ، همه و همه مقدّمات تأمين نان و مسكن قرار گرفته ، نتيجه‌اش همان مىشود كه كفّار زمان پيامبر مىگفتند : « إنّ هى إلّا حياتنا الدّنيا نموت و نحيى . . . » .

--> ( 4 ) مجادله / 22 : نخواهى يافت گروهى را كه به خدا و روز واپسين ايمان آورده‌اند ، كه با كسانى كه با خدا و رسولش دشمنى كرده‌اند ، دوستى نمايند ؛ هر چند پدرانشان يا برادرانشان يا خويشاوندانشان باشند . اينها هستند كه در دلهايشان ايمان را نوشته است و با روحى از سوى خود تائيدشان كرده است و به بهشتهائى كه از زيرش نهرهايى جارى است داخلشان مىسازد ، در حالى كه هميشه در آن خواهند بود . خداوند از آنان راضى ، و آنان از خداوند خشنودند .