السيد محمد الصدر ( مترجم : سيد حسن افتخارزاده )

21

تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي )

و به زودى در اين نوشته ، حكمت وقوع غيبت كبرى به تفصيل دانسته خواهد شد ؛ چه آن بخش كه به خود حضرت - سلام اللّه عليه - برمىگردد ، و چه آن جهتى كه مربوط به ياران ايشان و يا عموم بشريّت مىباشد و با آثار مفيد و نيكوى ظهور آن حضرت ارتباط دارد . - 4 - [ اهميّت بيشتر غيبت كبرى در روايات ] ( 1 ) به همان اندازه كه غيبت كبرى در درازمدت اهميّت و دشوارى و ژرفائى ويژه‌اى به خود گرفته است ، تأكيد و تمركز روى آن در اخبار و احاديث فزونى مىگيرد . و با اينكه توّجه كمترى به دوران غيبت صغرى شده است « 15 » ، ولى تمركز و توجّه و تأكيد بر غيبت كبرى را در اخبار ، شديد و بسيار مىيابيم .

--> ب : اگر بدون گذراندن دوره غيبت صغرى ، حضرت غيبت كبرى را آغاز مىكرد ، عدّه‌اى مىگفتند اگر حضرت در بين ما نمايندگانى مخصوص مىداشت ، از طريق آنها به حضور حضرت رفته او را يارى كرده و مقدّمات حكومتش را فراهم مىكرديم ، بنابراين در تأخير غيبت و حكومت حضرت ، مردم تقصيرى ندارند ، چون اين خداوند است كه حضرت را از ديدگان مردم پنهان داشته است و الّا مردم آماده يارى حضرت بودند . و ليكن با گذشتن هفتاد سال و داشتن چهار نفر نايب خاصّ و امكان دسترسى به حضرت ، و در عين حال به يارى برنخاستن مردم بر آنان اتمام حجّت شده است . ج : خداوند كه معرفت امام زمان را لازم و واجب و شرط قبولى عبادات ديگر دانسته است ، بايد راه معرفت به حضرت را نيز تعيين كرده باشد ، تا كسانى كه مىخواهند حضرت را بشناسند دليلى داشته باشند ؛ دوران غيبت صغرى و ارتباط مردم با آن حضرت از طريق نمايندگان مخصوص حضرت و صدور توقيعات و نامه‌ها از سوى حضرت ، همگى دليل براى شناسائى و معرفت مردم بود كه حضرت را بشناسند و براى ديگران نقل كنند ، و منقولات آنان نيز دليلى براى ديگران باشد . و اگر غيبت صغرى نبود اين حجّت و دليل قطع شده بود . ( مترجم ) ( 15 ) از جمله روايات معدودى كه در خصوص غيبت صغرى وارد شده است حديثى است كه شيخ صدوق از حضرت ابى عبد اللّه امام صادق - سلام اللّه عليه - نقل كرده است كه آن حضرت در مورد حضرت مهدى - عليه السلام - فرمود : « جسم او از شما پنهان مىشود و نام او را بردن برايتان روا نيست . » و در كتاب اوّل دانسته شد كه حرمت تسميه ( نام بردن از آن حضرت ) خاصّ دوران غيبت صغرى است .