محمد ابراهيم آيتى

59

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

ديدن دائىهايش به مدينه برد ، و هنگام بازگشت به مكّه در « أبواء » در گذشت و همانجا به خاك سپرده شد ، و آنگاه « أمّ أيمن » رسول خدا را با خود به مكّه آورد . كيفيت اين سفر را در طبقات چنين مىنويسد : رسول خدا صلى اللّه عليه و آله با مادرش « آمنه » دختر « وهب » بود تا شش‌ساله شد و مادرش او را نزد دائىهايش طايفهء « بنى عدىّ بن النجّار » برد تا وى را ببينند ، « أمّ أيمن » نيز در اين سفر همراه بود ، و رسول خدا را پرستارى مىكرد و بر دو شتر سوار شده بودند ، « آمنه » رسول خدا را در « دار النابغه » ( كه محلّ وفات و دفن پدرش عبد اللّه بود ) برد و يك ماه نزد « بنى عدىّ بن النجّار » ماند ، بعدها رسول خدا از اين اقامت يك ماههء مدينه امورى را ياد مىكرد ، و چون ( پس از هجرت به مدينه ) به برج « بنى عدىّ بن النجّار » نگريست ، آن را شناخت و گفت : « بالاى اين برج با دختركى از انصار به نام « أنيسه » بازى مىكردم و با پسرانى از دائىزادگان خود پرنده‌اى را كه روى اين برج مىنشست پرواز مىداديم » و به آن خانه ( يعنى : دار النابغه ) نگريست و گفت : « مادرم مرا در همين جا منزل داد و پدرم « عبد اللّه بن عبد المطّلب » در همين خانه دفن شد ، و شنا را در چاه بنى عدىّ بن النجّار خوب ياد گرفتم . گروهى از يهوديان به مدينه نزد رسول خدا ( كه با مادرش آمنه به مدينه آمده بود ) رفت و آمد مىكردند و به او مىنگريستند ، « أمّ أيمن » گفت : از يكى از آنان شنيدم كه مىگفت : اين پسر ، پيامبر اين امّت است ، و اين شهر هم محلّ هجرت اوست ، من سخن وى را حفظ كردم و هم اكنون به ياد دارم . سپس مادر رسول خدا كه فرزند خود را به مكّه بازمىگرداند ، در « أبواء » درگذشت ، و در همانجا به خاك سپرده شد . بعد از آن « أمّ أيمن » رسول خدا را با همان دو شترى كه از مكّه آورده بودند به مكّه بازگرداند ، و رسول خدا را هم در زمان حيات مادرش و هم پس از وفات او پرستارى و نگهدارى مىكرد . رسول خدا كه در سال حديبيه بر « أبواء » مىگذشت ، قبر مادر خود را زيارت كرد و آن را مرمّت نمود ، او بر سر قبر مادرش گريه كرد و مسلمانان هم به خاطر وى مىگريستند و گفت : مهربانى وى را به خاطر آوردم و مرا گريه گرفت [ 1 ] .

--> [ 1 ] - طبقات ابن سعد ، ج 1 ، ص 116 چاپ بيروت 1380 ه . م .