محمد ابراهيم آيتى
679
تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )
32 - وفد جعفىّ [ 1 ] روايت شده است كه : قبيلهء جعفىّ خوردن گوشت دل را حرام مىدانستند ، چون وفد آن قبيله : قيس بن سلمة بن شراحيل [ 2 ] و سلمة بن يزيد كه برادران مادرى و فرزندان مليكه دختر حلو بن مالك [ 3 ] بودند نزد رسول خدا آمده و اسلام آوردند ، رسول خدا دستور داد دل بريانشدهاى آوردند و به سلمة بن يزيد داد سلمه دستش بلرزيد و در عين حال به دستور آن حضرت بخورد و در اين باره گفت : على أنّى أكلت القلب كرها * و ترعد حين مسّته بنانى رسول خدا براى قيس بن سلمه نوشت : كتاب من محمّد رسول اللّه لقيس بن سلمة بن شراحيل إنّى استعملتك على مرّان و مواليها و حريم و مواليها و الكلاب و مواليها : من أقام الصلاة و آتى الزكاة و صدّق ماله و صفّاه [ 4 ] . سپس قيس و سلمه گفتند : اى رسول خدا ! مادر ما : مليكه رنجيده را از رنج مىرهانيد ، نيازمند را اطعام مىكرد و بر مسكين شفقت مىآورد ولى در حالى از دنيا رفت كه دخترك خود را زنده به گور كرده بود فرمود : در آتش دوزخ است ، خشمناك برخاستند ، رسول خدا فرمود : بازگرديد ، توجّه نكردند و مىگفتند : به خدا قسم : كسى كه به ما گوشت دل خورانيد و معتقد است مادر ما در آتش دوزخ است شايسته است
--> [ 1 ] - منسوب به قبيلهاى است از مذحج ، داراى سرزمينى در يمن ، 42 فرسخ تا صنعاء ( معجم البلدان ج 2 ، ص 144 . لباب ج 1 ، ص 248 چاپ بغداد مكتبة المثنى . معجم قبائل العرب ج 1 ، ص 195 چاپ بيروت 1388 ) . [ 2 ] - از بنى مرّان بن جعفىّ . [ 3 ] - از بنى حريم بن جعفىّ . [ 4 ] - نوشتهاى است از محمد رسول خدا به قيس بن سلمة بن شراحيل : من تو را عامل خود ساختم بر قبيلهء مران و وابستگانش و قبيلهء حريم و وابستگانش و قبيلهء كلاب و وابستگانش و بر هر كس كه نماز را به به پا مىدارد و زكات مىدهد و مال خود را صدقه مىدهد و تصفيه مىكند .