محمد ابراهيم آيتى

680

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

از او پيروى نشود ، چون برفتند در بين راه به مردى از أصحاب كه شترى از صدقه با خود داشت برخوردند ، مرد را ببستند و شتر را براندند ، خبر اين واقعه به پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - رسيد ، فرمود : لعن اللّه رعلا و ذكوان ، و عصيّة و لحيان ، و ابنى مليكة : ابن حريم و مرّان [ 1 ] . نقل شده است كه : أبو سبره : يزيد بن مالك بن عبد اللّه بن ذؤيب بن سلمة بن عمرو بن ذهل بن مرّان بن جعفىّ با دو فرزندش : سبره و عزيز بر پيامبر گرامى اسلام وارد شدند ، رسول خدا از عزيز پرسيد : نام تو چيست ؟ گفت : عزيز ، فرمود : جز خداوند عزيزى نيست ، و او را عبد الرحمن ناميد . أبو سبره و فرزندانش اسلام آوردند . أبو سبره به رسول خدا گفت : اى رسول خدا ! در پشت دست من دملى است كه مانع از اين است كه مهار شتر خود را به دست گيرم . رسول خدا چوبه تيرى خواست و با آن بر دمل كشيد تا از بين برفت . آنگاه أبو سبره و فرزندانش را دعا كرد . أبو سبره از آن حضرت خواست تا جردان [ 2 ] را كه دره‌اى است در يمن به او واگذار كند ، رسول خدا هم وادى جردان را به او واگذار فرمود [ 3 ] . 33 - وفد صداء [ 4 ] چون در سال هشتم هجرت ، رسول خدا از جعرّانه بازگشت ، قيس بن سعد ابن عباده را به ناحيهء يمن فرستاد و دستور داد : بر صداء حمله برد ، قيس با چهارصد

--> [ 1 ] - خداوند لعنت كند قبيله‌هاى : رعل و ذكوان و عصيه ( قتلهء بئر معونه ) و لحيان و دو فرزند مليكه : ابن حريم و مرّان را ( ر ك به : طبقات ابن سعد ج 1 ، ص 325 چاپ بيروت 1380 ه . و البداية و النهايه ج 5 ، ص 93 چاپ بيروت 1966 م ) . [ 2 ] - طبقات : حردان ( به حاء مهمله ) ، ( ج 1 ، ص 325 ) . [ 3 ] - طبقات ج 1 ، ص 325 . [ 4 ] - نام قبيله‌اى است از عرب ، سرزمين آنان هم به همين نام ناميده شده ( معجم - البلدان ج 3 ، ص 397 چاپ بيروت 1376 ه ) .