محمد ابراهيم آيتى
645
تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )
قرآن مجيد يادآور شده است [ 1 ] ) ، ناگهان آواز فرياد كنندهاى از بالاى كوه « سلع » به گوشم رسيد كه با صداى بلند فرياد مىكرد : اى « كعب بن مالك » ! مژده باد ترا . پس به سجده افتادم و دانستم گشايشى پيش آمده است . رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - بعد از نماز صبح ، قبول توبهء ما را نزد پروردگار إعلام كرده بود و مردم براى بشارت دادن به ما به راه افتاده بودند ، كسانى براى مژده رساندن نزد هلال و مراره رفتند و اسب سوارى ( زبير بن عوّام ) هم براى بشارت دادن به من به تاخت مىآمد . در اين ميان مردى از قبيلهء « أسلم » ( حمزة بن عمرو أسلمى ) بر كوه سلع بالا رفت و فرياد كرد ، صداى او تندروتر از اسب بود و زودتر رسيد ، بدين جهت هنگامى كه خودش براى بشارت دادن نزد من آمد ، دو جامهء خود را از تن بيرون آوردم و به مژدگانى بر تن او پوشاندم ، با آن كه به خدا قسم : در آن روز ، جز همان دو جامه لباسى نداشتم و دو جامهء ديگر عاريه گرفتم و پوشيدم . آنگاه نزد رسول خدا رهسپار شدم . در بين راه مردم دسته دسته به من مىرسيدند و به عنوان تهنيت مىگفتند : مبارك باد ترا كه خدا توبهات را پذيرفت . وارد مسجد شدم و ديدم كه رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - در ميان مردم نشسته است ، پس « طلحة بن عبيد اللّه تيمى » دوان دوان نزد من شتافت و مرا تهنيت گفت ، امّا به خدا قسم : جز طلحه أحدى از مهاجرين به من اعتنايى نكرد و محبّت وى را فراموش نخواهم كرد . به رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - سلام كردم و در حالى كه چهرهاش از شادمانى مىدرخشيد ، گفت : بشارت باد ترا به بهترين روز زندگيت ، از آن روز كه مادر ترا زاييده است . » گفتم : اى رسول خدا ! از نزد خودت يا از طرف خدا است ؟ گفت : نه بلكه از طرف خدا است . و رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - هرگاه كه شادمان مىشد ، چهرهاش ( چنان كه گويى ماه پارهاى است ) مىدرخشيد و شادمانى در چهرهاش هويدا بود ، پس چون پيش
--> [ 1 ] - سورهء توبه ، آيه 118 .