محمد ابراهيم آيتى
646
تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )
روى او نشستم گفتم : اى رسول خدا ! كمال توبهام در آن است كه از دارايى خود بگذرم و آن را در راه خدا و رسولش انفاق كنم . رسول خدا فرمود : « قسمتى از دارايى خود را نگهدار ، براى تو بهتر است » . گفتم : سهم « خيبر » خود را نگه مىدارم . سپس گفتم : اى رسول خدا ! از بركت راستگويى خدا مرا نجات داد ، و به شكر آن تا زندهام دروغ نخواهم گفت . به خدا قسم : از روزى كه آن سخن را به رسول خدا گفتهام ، احدى از مسلمانان را نمىشناسم كه در راستگويى بهتر از من از عهدهء امتحان خدايى بيرون آمده باشد ، و از آن روز تا امروز عمدا دروغى نگفتهام ، و اميدوارم خدا در آينده هم مرا حفظ كند » . خداى متعال دربارهء اين سه نفر اين آيه را نازل كرد : « و نيز خدا توبهء آن سه نفر را كه جا مانده بودند قبول كرد ، امّا پس از آن كه زمين با همهء فراخى بر ايشان تنگ آمد ، و از خودشان هم به تنگ آمدند و دانستند كه از خدا جز به خود او پناهى نيست ، آنگاه خداوند بر ايشان بازگشت تا توبه كنند ، همانا خدا توبهپذير و مهربان است » [ 1 ] . اما دربارهء دروغگويان كه نزد رسول خدا بهانهجويى كردند و دروغ گفتند و به ظاهر آسوده شدند اين دو آيه را نازل كرد : « به زودى هنگامى كه نزد آنان بازگشتيد ، براى شما به خدا سوگند مىخورند تا به آنها كار نگيريد ، واگذاريدشان كه آنها پليدند و جايشان - به كيفر آنچه مىكنند - دوزخ است . براى شما سوگند مىخورند تا : از آنها خشنود گرديد ، با آن كه اگر شما هم از ايشان خشنود شديد ، خدا هرگز از مردم فاسق خشنود نمىشود » [ 2 ] .
--> [ 1 ] - سورهء توبه ، آيه 118 . [ 2 ] - سورهء توبه ، آيهء 94 - 95 ( ر . ك : سيرهء ابن هشام ، ج 4 ، ص 175 - 181 ، چاپ - حلبى 1355 . امتاع الاسماع ، ج 1 ، ص 583 - 588 ، چاپ قاهره ، 1941 م . م . ) .