محمد ابراهيم آيتى

627

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

نكرد و گفت : محمّد با اين سختى و گرمى و دورى راه به جنگ روميان مىرود و گمان مىكند كه جنگ با روميان بازيچه است . به خدا سوگند : مىبينم كه فردا يارانش اسير و دستگير شوند [ 1 ] . عدّه و عدّهء مسلمانان در غزوهء تبوك نوشته‌اند كه : شمارهء مسلمانان در جنگ تبوك به سى هزار نفر رسيد ، و ده هزار اسب و دوازده هزار شتر داشتند . برخى هم عدّهء مسلمانان را چهل هزار و بعضى ديگر هفتاد هزار گفته‌اند [ 2 ] . أبو خيثمه « أبو خيثمه » از كسانى بود كه در عين ايمان و حسن عقيده پس از آن كه چند روزى همراه رسول خدا رهسپار بود ، به مدينه بازگشت و در روز بسيار گرمى به خانهء خود رسيد و ديد كه دو زنش هر كدام سايبان خود را آب‌پاشى كرده و آب سرد و خوراك مناسبى براى وى فراهم ساخته‌اند ، همانجا بر در سايبان ايستاد و نگاهى به زنها و وضع آراستهء زندگى خود كرد و گفت : پيامبر خدا در آفتاب و باد و گرما رهسپار باشد و « أبو خيثمه » در سايه‌اى سرد و خوراكى مهيّا و با زنانى زيبا در مدينه بماند ؟ ! از انصاف به دور است . سپس به زنان خود گفت : به سايبان هيچ كدام از شما وارد نمىشوم تا خود را به رسول خدا برسانم ، براى من توشه‌اى فراهم كنيد . زنان وى چنان كردند و آنگاه شتر خود را سوار شد و در جستجوى رسول خدا به راه افتاد و همچنان در پى وى مىرفت تا در تبوك به آن حضرت ملحق شد [ 3 ] .

--> [ 1 ] - سيرهء ابن هشام ، ج 4 ، ص 162 ، چاپ حلبى ، 1355 . امتاع الاسماع ، ج 1 ، ص 450 ، چاپ قاهره ، 1941 م . م . [ 2 ] - امتاع الاسماع ، ج 1 ، ص 450 . م . [ 3 ] - سيرهء ابن هشام ، ج 4 ، ص 163 ، چاپ حلبى 1355 . م .