محمد ابراهيم آيتى

618

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

منّت‌گزار ، خدا بر تو منّت گزارد . رسول خدا از وى پرسيد : سرپرست تو كيست ؟ گفت : « عدىّ بن حاتم » فرمود : همان كه از خدا و رسولش گريخت ؟ دختر حاتم تا سه نوبت بدين صورت از رسول خدا تقاضاى مساعدت كرد و نااميد شد . روز چهارم بود كه رسول خدا از آنجا عبور مىكرد ، علىّ - عليه السلام - به او اشاره كرد كه امروز هم با رسول خدا سخن بگو . دختر حاتم با رسول خدا سخن گفت و از وى تقاضاى مساعدت كرد . رسول خدا او را آزاد فرمود و جائزه داد و با كسانى مورد اعتماد او را نزد برادرش به شأم فرستاد ، و او هم برادر خود را بر آن داشت كه به مدينه آمد و اسلام آورد [ 1 ] . سريّهء عكّاشة بن محصن بن حرثان أسدى به جناب در ربيع الآخر سال نهم [ 2 ] صاحب طبقات مىنويسد : سپس سريّهء « عكّاشة بن محصن أسدى » به جناب ، سرزمين قبائل « عذره » و « بلىّ » در ماه ربيع الآخر سال نهم هجرت روى داد [ 3 ] . غزوهء تبوك در رجب سال نهم [ 4 ] به روايت ابن اسحاق : رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - از ذى حجّهء سال هشتم تا رجب سال نهم در مدينه ماند و سپس مردم را براى جنگ با روميان فراخواند [ 5 ] .

--> [ 1 ] - طبقات ، ج 2 ، ص 164 ، چاپ بيروت 1376 و امتاع الاسماع ، ج 1 ص 444 ، چاپ قاهره ، 1941 م . م . [ 2 ] - ماه نود و هشتم هجرت . [ 3 ] - طبقات ، ج 2 ، ص 164 . م . [ 4 ] - ماه صد و يكم هجرت . [ 5 ] - سيرهء ابن هشام ، ج 4 ، ص 159 ، چاپ حلبى 1355 . م .