محمد ابراهيم آيتى

619

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

زيرا خبر يافت كه دولت روم سپاه عظيمى فراهم كرده و هرقل جيرهء يك سال سپاهيان خود را پرداخته و قبائل : « لخم » و « جذام » و « عامله » و « غسّان » را نيز آمادهء جنگ با مسلمانان ساخته و پيشاهنگان خود را تا « بلقاء » پيش فرستاده است و هرقل خود در حمص اقامت گزيده است و اين خبر به وسيلهء بازرگانان « نبطى » كه روغن و آرد سفيد به مدينه حمل مىكردند ، انتشار يافته بود [ 1 ] . فصل تابستان و گرمى هوا و رسيدن ميوه‌ها و آسايش در سايهء درختان ميوه‌دار از طرفى و دورى راه و نگرانى از سپاه انبوه دولت روم از طرفى ديگر ، كار اين بسيج را دشوار ساخته بود . رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - در بيشتر غزوه‌ها مقصد را از اصحاب و همراهان خويش نهفته مىداشت ، امّا در اين غزوه از همان آغاز كار مقصد را آشكار كرد ، تا مردم براى پيمودن راهى دور و انجام كارى دشوار و جنگ با دشمنى سخت زورمند آماده شوند و با آمادگى كامل رهسپار گردند [ 2 ] . جدّ بن قيس منافق ابن اسحاق روايت مىكند كه : رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - در يكى از روزهايى كه براى جنگ با روم آماده مىشد ، به « جدّ بن قيس » : يكى از مردان : « بنى سلمه » گفت : « اى جدّ ! امسال مىتوانى خود را براى جنگ با روميان آماده كنى ؟ » گفت : اى رسول خدا ! اذنم ده تا در مدينه بمانم و مرا به فتنه مينداز ( و گرفتار گناه مساز ) به خدا قسم : مردان قبيلهء من مىدانند كه هيچ مردى به زن دوستى من نيست و مىترسم كه اگر زنان رومى را ببينم شكيبايى نكنم . رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - از وى روى گرداند و گفت : « تو را اذن دادم كه بمانى » و دربارهء همين « جدّ بن قيس » نازل

--> [ 1 ] - طبقات ، ج 2 ، ص 165 . امتاع الاسماع ، ج 1 ، ص 445 . م . [ 2 ] - امتاع الاسماع ، ج 1 ، ص 446 . م .