محمد ابراهيم آيتى

588

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

رسول اكرم در ميدان جنگ به اتفاق مؤرّخان اسلامى رسول أكرم - صلّى اللّه عليه و آله - با گريختن مسلمانان از ميدان جنگ ، همچنان ثابت قدم بود و مىگفت : « مردم ! كجا مىگريزيد ؟ بياييد و بازگرديد كه منم پيامبر خدا و منم « محمّد بن عبد اللّه » و به عموى خود « عبّاس » كه آوازى بس بلند و رسا داشت فرمود : « فرياد كن : اى گروه أنصار ! اى أصحاب درخت خار [ 1 ] ! اى اصحاب سورهء بقره ! » . شماتت مكّيان در موقعى كه بيشتر مسلمانان پا به فرار نهادند ، مردانى از اهل مكّه كه همراه رسول خدا آمده بودند ، زبان به شماتت مسلمانان گشودند ، از جمله : « أبو سفيان بن حرب » بود كه « أزلام » را در تيردان خود پنهان داشته بود ، و مىگفت : اين فراريان تا لب دريا مىگريزند . ديگر : « كلدة بن حنبل » : برادر مادرى « صفوان بن أميّه » كه هنوز مشرك بود و براى مدّتى امان يافته بود . او چون گريختن مسلمانان را ديد گفت : امروز جادوگرى باطل شد . پس « صفوان » به او گفت : خاموش باش ، خدا دهنت را بشكند ، به خدا قسم : اگر مردى از قريش بر من حكومت كند بهتر است كه زير بار حكومت مردى از هوازن باشم . ديگر : « شيبة بن عثمان بن أبى طلحهء عبدرىّ » كه پدرش در جنگ « أحد » كشته شده بود و گفت : امروز خون پدرم را مىگيرم ، امروز « محمّد » را مىكشم .

--> [ 1 ] - كه در حديبيه در زير آن بيعت كردند .