محمد ابراهيم آيتى

589

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

زنانى كه مردانه مىجنگيدند : در اين موقع « أمّ عماره » شمشيرى به دست داشت و از رسول خدا دفاع مىكرد ، « أمّ سليم » نيز با خنجرى دست به كار بود ، « أمّ سليط » و « أمّ حارث » نيز جهاد مىكردند ، « أمّ عماره » مردى از « هوازن » را كشت و شمشير او را برگرفت [ 1 ] . بازگشت فراريان با پايدارى رسول أكرم و فريادهاى « عبّاس بن عبد المطّلب » مسلمانان يكى پس از ديگرى بازمىگشتند تا آن كه شمارهء آنان به صد نفر رسيد و جنگ ديگر بار به سختى درگرفت و رسول خدا گفت : « الآن حمى الوطيس » [ 2 ] و نيز مىگفت : « أنا النبى لا كذب * أنا ابن عبد المطّلب » [ 3 ] در اين موقع بود كه رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - « أبو سفيان بن حارث » عموزادهء خود را كه سخت پايدارى مىكرد و فرار هم نكرده بود ، مورد محبّت قرار داد و « أمّ سليم » : دختر « ملحان » و همسر « أبو طلحهء أنصارى » را كه آبستن بود و پسرش : « عبد اللّه بن أبى طلحه » را در رحم داشت ديد كه مردانه كمر بسته است و خنجرى به دست گرفته و از رسول خدا دفاع مىكند [ 4 ] .

--> [ 1 ] - امتاع الاسماع ، ج 1 ، ص 408 ، چاپ قاهره ، 1941 . م . [ 2 ] - وطيس به معناى تنور است و اين جمله كنايه است از شدت جنگ . م . [ 3 ] - من پيامبرم دروغ نيست ، من فرزند عبد المطّلب‌ام . م . [ 4 ] - سيرهء ابن هشام ، ج 4 ، ص 88 ، چاپ حلبى ، 1355 . م .