محمد ابراهيم آيتى

569

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

« معبودى جز خداى يگانهء بىشريك نيست ، وعدهء خود را انجام داد و بندهء خود را يارى كرد و دسته‌ها را به تنهائى شكست داد ، پس ستايش و جهاندارى خداى را است ، و شريكى براى او نيست » سپس گفت : « چه گمان مىبريد و چه مىگوئيد ؟ » . « سهيل بن عمرو » گفت : گمان نيك مىبريم و گفتار نيك مىگوئيم ، برادرى جوانمرد و عموزاده‌اى بزرگوارى كه هم اكنون پيروز شده‌اى . گفت : پس هم اكنون به شما همان مىگويم كه برادرم يوسف گفت : « امروز ملامتى بر شما نيست » . سپس گفت : « بدانيد كه هر خونى و مالى و افتخار موروثى كه در جاهليّت بوده است ، زير اين دو پاى من نهاده شده مگر خادمى كعبه و آب دادن حاجيان كه اين دو منصب به صاحبانش بازداده مىشود . هان كه مكّه به حرمت خدا محترم است و پيش از من براى كسى حلال نشده و پس از من هم براى كسى حلال نمىشود ، تنها ساعتى از روز براى من حلال شد و سپس بسته گشت و تا روز قيامت حرام است . گياه تازه‌اش را نبايد چيد ، درختش را نبايد بريد ، شكارش را نبايد رماند ، و پيداشده‌اش حلال نيست مگر براى سراغ‌گيرنده . بدانيد كه در كشتن شبه عمد ديه‌اى است سخت گرفته شده ، و فرزند از آن بستر است و براى زناكار سنگ . » سپس گفت : « راستى چه زشت همسايگانى بوديد براى پيامبر ، برويد كه شما آزادشدگانيد » [ 1 ] . در روايت ابن اسحاق - علاوه بر آنچه از يعقوبى نقل شد - : فرمود : « اى گروه قريش ! خداى نخوت جاهليّت و افتخار به پدران را از شما دور ساخت ، مردم همه از آدم‌اند ، و آدم از خاك . » سپس آيهء 13 از سورهء حجرات را تلاوت كرد كه مضمون اين آيه اين است : « اى مردم ! ما شما را از مرد و زنى آفريديم ، و شما را ملّتها و قبيله‌ها قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد همانا گراميترين شما نزد خداوند ، پرهيزكارترين شما است . راستى كه خدا دانا و آگاه است » . سپس « عثمان بن طلحه » را خواست و كليد خانه را به او داد و گفت : « كليد را بگير ، امروز روز نيكى و وفا است » [ 2 ] .

--> [ 1 ] - تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 60 ، چاپ بيروت ، 1379 . م . [ 2 ] - سيرهء ابن هشام ، ج 4 ، ص 54 ، چاپ حلبى ، 1355 . م .