محمد ابراهيم آيتى
570
تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )
أذان بلال « بلال بن رباح » به دستور رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - در كعبه [ 1 ] و يا بالاى بام كعبه [ 2 ] اذان گفت و أبو سفيان بن حرب » و « عتّاب بن أسيد » [ 3 ] و « حارث بن هشام » پاى ديوار كعبه ايستاده بودند . « عتّاب » گفت : خدا پدرم را گرامى داشت كه مرد و زنده نماند تا اين صدا را بشنود و ناراحت شود ، « حارث بن هشام » گفت : به خدا قسم : اگر حقّانيّت او بر من مسلّم شده بود به او ايمان مىآوردم . « أبو سفيان » گفت : من كه چيزى نمىگويم ، چه اگر سخنى بگويم همين سنگريزهها او را خبر خواهند داد . پس رسول خدا بر ايشان گذشت و گفت : از آنچه گفتيد خبر يافتم ، و سپس گفتار آنان را بازگفت . پس « حارث » و « عتّاب » گفتند : شهادت مىدهيم كه تو پيامبر خدائى ، چه كسى با ما نبود كه تو را بدانچه گفته بوديم خبر دهد [ 4 ] . به روايت ديگر : « خالد بن أسيد » گفت : ستايش خدائى را كه پدرم را گرامى داشت و زنده نماند كه اين آواز را بشنود . « حارث بن هشام » گفت : كاش پيش از امروز مرده بودم و نمىشنيدم كه بلال در بالاى كعبه صداى خر مىكند . « حكم بن أبى العاص » گفت : به خدا قسم : اين مصيبتى است بزرگ كه غلام « بنى جمح » روى كعبهء « أبو طلحه » چنين فرياد كشد . « سهيل بن عمرو » گفت : اگر خدا اين كار را نخواهد به زودى آن را دگرگون خواهد كرد ، و اگر از اين امر خشنود باشد به زودى بر قرارش خواهد ساخت . و سپس « أبو سفيان » همانچه را كه نقل كرديم گفت و « جبرئيل » همه را به رسول - خدا خبر داد [ 5 ] .
--> [ 1 ] - چنان كه ظاهر روايت ابن هشام است ( ج 4 ، ص 56 . م . ) . [ 2 ] - چنان كه ديگران از جمله : صاحب طبقات تصريح كرده است ( ج 2 ، ص 137 . م . ) . [ 3 ] - منابع مختلف ، نام أسيد را به اختلاف ، ضبط كردهاند : بر وزن : كريم و زبير . [ 4 ] - سيرهء ابن هشام ، ج 4 ، ص 56 ، چاپ مصطفى الحلبى ، 1355 . م . [ 5 ] - امتاع الاسماع ، ج 1 ، ص 390 ، چاپ قاهره ، 1941 م . م .