محمد ابراهيم آيتى

558

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

« عبّاس » گفت : واى بر تو اسلام بياور ، و پيش از آن كه تو را گردن زنند به يگانگى خدا و پيامبرى محمّد اعتراف كن . بدين ترتيب « أبو سفيان » شهادتين بر زبان جارى كرد و سپس به خواهش « عبّاس » رسول خدا براى وى امتيازى قرار داد و گفت : هر كس به خانهء « أبو سفيان » درآيد در امان است ، و هر كس در خانهء خويش را ببندد در امان است ، و هر كس به مسجد الحرام درآيد در امان است . و چون « أبو سفيان » خواست برود ، رسول خدا به عموى خود « عبّاس » گفت : او را در تنگناى راه نگهدار ، تا سپاهيان خدا بر وى بگذرند و او آنان را ببيند . « عبّاس » چنان كرد و هر قبيله‌اى كه با پرچم خويش مىگذشتند ، « أبو سفيان » مىپرسيد كه : اينان كيستند ؟ « عبّاس » مرتّب جواب مىداد كه : سليم ، مزينه ، و همچنين تا قبائل تمام شدند . اينك ترتيب قبائل با فرماندهان و پرچمداران : « خالد بن وليد » با « بنى سليم » كه هزار مرد جنگى بودند و پرچمدارشان « عبّاس بن مرداس » و « خفاف بن ندبه » [ 1 ] بودند ، « زبير بن عوّام » با پانصد مرد جنگى و رايتى سياه ، « بنى غفار » كه سيصد مرد جنگى بودند و پرچمدارشان « أبو ذرّ غفارى » بود ، قبيلهء « أسلم » كه چهارصد مرد بودند و دو لوا داشتند : يكى به دست « بريدة بن حصيب » و ديگرى به دست « ناجية بن أعجم » ، « بنى كعب بن عمرو » كه پانصد مرد جنگى داشتند و لواى آنان را « بسر بن سفيان » به دست داشت ، « مزينه » كه هزار مرد جنگى بودند ، صد اسب و سه لوا داشتند : يكى به دست « نعمان بن مقرّن » ، يكى ديگر به دست « بلال بن حارث » و پرچم سوم هم به دست « عبد اللّه بن عمرو » ، « جهينه » كه هشتصد مرد جنگى داشتند با چهار لوا : يكى به دست « أبو زرعه : معبد بن خالد » ، يكى ديگر به دست « سويد بن صخر » ، سومى به دست « رافع بن مكيث » و چهارمى به دست « عبد اللّه بن بدر » ، قبائل « كنانه » : « بنى ليث » ، « ضمره » و « سعد بن بكر » دويست مرد جنگى كه لواى آنان را « أبو واقد ليثى » به دست داشت ، « بنى ليث » : دويست و پنجاه مرد جنگى كه « صعب بن جثّامه » لواى آنان را به دست داشت ،

--> [ 1 ] - قاموس : به فتح نون هم آمده : نام مادر خفاف است . م .