محمد ابراهيم آيتى

466

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

نوشته‌اند كه : در بيعت رضوان ، نخستين كس كه با رسول خدا بيعت كرد « أبو سنان أسدى » بود [ 1 ] . آخرين سفير قريش در جريان بيعت رضوان يا پس از انجام آن ، خبر رسيد كه « عثمان » زنده است و انتشار كشته شدن او دروغ بوده است . مقارن اين جريان بود كه قريش « سهيل بن عمرو » ( از بنى عامر بن لؤىّ ) را نزد رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - فرستادند و به او گفتند : نزد محمّد برو و با وى قرار صلحى منعقد ساز ، اما قرارداد صلح جز بر آن نباشد كه امسال بازگردد و از ورود به مكّه صرفنظر نمايد ، چه ما به خدا قسم : هرگز تن نخواهيم داد كه عرب بگويد : محمّد به زور وارد مكّه شد . جريان صلح حديبيه « سهيل بن عمرو » به نمايندگى قريش ، براى بستن قرار صلح نزد رسول خدا آمد ، چون رسول خدا او را ديد گفت : فرستادن اين مرد دليل بر آن است كه قريش پيشنهاد صلح مىكنند . « سهيل » آمد و سخن گفت و پس از گفت و شنودى ميان او و رسول خدا قرار صلح منعقد شد . ابن اسحاق مىنويسد : قرار صلح به انجام رسيد و جز نوشتن صلحنامه چيزى نمانده بود كه عمر از جاى برجست و نزد أبو بكر آمد و گفت : أبو بكر ! مگر اين مرد پيامبر خدا نيست ؟ گفت : چرا . گفت : مگر ما مسلمان نيستيم ؟ گفت : چرا . گفت : مگر اينان مشرك نيستند ؟ گفت : چرا . گفت : پس چرا در راه دين خود تن به خوارى دهيم ؟ أبو بكر گفت : عمر ! فرمان وى را بپذير كه من به رسالت وى گواهى مىدهم . عمر گفت : من هم به رسالت وى گواهى مىدهم . آنگاه نزد رسول خدا آمد و گفت : اى

--> [ 1 ] - سيرهء ابن هشام ، ج 3 ، ص 330 . م .