محمد ابراهيم آيتى

465

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

و اشراف قريش روانه ساخت ، تا آنان را خبر دهد كه رسول خدا براى جنگ نيامده است و تنها منظور وى زيارت اين خانه و تعظيم حرمت آن است . « عثمان » رهسپار مكّه شد و در موقع ورود يا پيش از آن « أبان بن سعيد بن - عاص » او را بديد و در جلوى خود سوارش كرد ، « أبان » ، « عثمان » را در پناه خويش گرفت تا رسالت پيامبر خدا را ابلاغ كند . « عثمان » نزد « أبو سفيان » و اشراف قريش رسيد و پيام رسول خدا را ابلاغ كرد ، آنان به او گفتند : اگر مىخواهى طواف خانه را انجام دهى مانعى ندارد . گفت : تا : رسول خدا طواف نكند من طواف نخواهم كرد . بيعت رضوان [ 1 ] قريش « عثمان » را نزد خود نگه داشتند و در ميان مسلمانان انتشار يافت كه او را كشته‌اند و پس از انتشار اين خبر به روايت ابن اسحاق : رسول خدا گفت : از اينجا نمىرويم تا با قريش بجنگيم . سپس أصحاب را براى بيعت فراخواند ، اين بيعت در زير درختى به انجام رسيد ، و چنان كه گفته‌اند : رسول خدا از آنان تا پاى جان بيعت گرفت . « جابر بن عبد اللّه » مىگفت كه : رسول خدا بر مرگ از ما بيعت نگرفت ، بلكه از ما بيعت گرفت بر آن كه فرار نكنيم . أصحاب همداستان بيعت كردند و كسى از بيعت تخلّف نورزيد مگر « جدّ بن - قيس » ( از بنى سلمه ) كه جابر مىگفت : به خدا قسم : به ياد دارم كه « جدّ بن قيس » زير شكم شتر خود خزيده بود و خود را بدين وسيله از مردم پنهان مىداشت .

--> [ 1 ] - اين بيعت را بيعت شجره و بيعت سمره نيز گويند ( چرا كه در زير درختى به نام سمره واقع گرديد . ر . ك : نهايهء ابن أثير ) .